عباس اقبال آشتيانى
427
تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )
يحيى مراسلاتى پيش عم خود بهابرقو فرستاد و از در عذرخواهى و عجز و الحاح درآمد و شاه شجاع او را بخشود خواجه قوام الدّين را بازخواند و بشيراز برگشت . در مراجعت بشيراز جمعى از مخالفين خواجه قوام الدّين صاحب عيار كه از حشمت و ترقى او در حسد بودند او را پيش شاه شجاع بنفاق متهم كردند . شاه هم او را در نيمهء ذىالقعدهء سال 764 كشته وزارت خود را در عهدهء امير كمال الدين رشيدى قرار داد . در سال 764 شاه محمود كه از طرف برادر حكومت ابرقو و اصفهان را داشت سر از اطاعت شاه شجاع پيچيده به خيال تصرف عراق افتاد و بهانهء قيام او بر برادر اين بود كه بعضى از عمّال شاه شجاع مال ابرقو را به تصرف گرفتند . شاه محمود بيزد تاخت و نام شاه شجاع را از خطبه انداخته آنجا را تصرف كرد شاه شجاع باصفهان لشكر كشيد و بين دو برادر جنگ درگرفت شاه محمود در اصفهان حصارى گشت و بين او و لشكريان شاه شجاع و شاه سلطان چند بار زدوخورد شد تا آنكه جمعى از سپاهيان شاه محمود غفلة بر سر اتباع شاه سلطان تاختند و ايشان را منهزم كرده شاه سلطان را به خدمت شاه محمود آوردند و شاه محمود او را كه عامل ميل كشيدن امير مبارز الدّين شده بود به همان عقوبت گرفتار نمود « 1 » . شاه شجاع عاقبت با برادر صلح كرد و مقرر گرديد كه شاه محمود مثل سابق حاكم اصفهان باشد و بنام برادر خطبه بخواند و شاه محمود اگرچه زير بار اين تكليف رفت ولى قلبا با برادر صفائى نداشت و مىخواست بهر وسيله باشد او را مستأصل كرده ملك پدرى را در تصرف خود گيرد به همين جهت با سلطان اويس جلاير پادشاه آذربايجان داخل مكاتبه شد و او را از خيال شاه شجاع در باب تسخير تبريز ترسانده به مخالفت برادر برانگيخت و سلطان اويس جمعى از امراى خود را به يارى شاه محمود فرستاد و شاه محمود بمدد ايشان و بعضى از امراى شاه شيخ ابو اسحاق اينجو مستظهر شده در طغيان بر برادر جرىتر شد و شاه يحيى نيز بجمع مخالفان پيوست و از لرستان و قم و كاشان و ساوه و آوه نيز به آن جماعت مدد رسيد و ايشان براى برانداختن دولت شاه شجاع در سال 765 از اصفهان بيرون آمده به طرف شيراز حركت كردند .
--> ( 1 ) - مولانا صدر الدين عراقى از طرفداران امير مبارز الدين در اين باب گفته : گر دست فلك چشم ترا ميل كشيد * در ذات شريف تو جهان نقص نديد آنكس كه بدان چشم تو آسيب رساند * او نيز بعينه مكافاتش ديد