عباس اقبال آشتيانى

402

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

بود رسيد و او همواره در خدمت سلطان سنجر مىزيست و در ركاب آن پادشاه شمشير مىزد تا آنكه بالاخره در سال 536 در وقعهء قطوان در جنگ با قراختائيان بقتل رسيد و سنجر اتابكى يزد را به دو دختر امير فرامرز واگذاشت و يكى از ملازمان ديلمى او را ركن الدين سام نام كه مادرش دختر امير علاء الدولة على بود با برادرش عز الدين بنيابت آن دختران گماشت و ايشان از جانب سلاجقه و به نمايندگى از طرف دختران امير فرامرز در يزد اتابكى مىكردند . مقارن استيلاى مغول بر عراق اتابكى يزد با علاء الدولة پسر اتابك سام بود و او از حدود 576 اين سمت را داشت و او را سلطان جلال الدين منكبرنى پدر مىخواند و احترام بسيار مىكرد . موقعى كه جلال الدّين نزديك اصفهان با مغول جنگ كرد اين اتابك نيز در ركاب او بود و اتابك در اين جنگ كه در سال 625 اتفاق افتاده كشته شد . بعد از اتابك علاء الدولة بن سام اتابكى يزد نصيب قطب الدين محمود پسر اتابك عز الدين گرديد و اين قطب الدين با براق حاجب مؤسس سلسلهء قراختائيان كرمان معاصر بود و براق يكى از دختران خود را به عقد ازدواج او درآورد . بعد از اتابك قطب الدين محمود شاه پسرش شاه علاء الدين دخترزادهء براق حاجب به اتابكى يزد رسيد و اين اتابك برادر تركان خاتون زوجهء اتابك سعد بن زنگى سلغورى است كه پس از قتل خواهر خود به هولاگو متوسل شد و مغول را به خونخواهى خواهر به جنگ اتابك سلجوقشاه آورد . بعد از اتابك علاء الدين پسرش يوسف شاه اتابك يزد شد و او با ارغون خان ( 683 - 690 ) و اتابك افراسياب از اتابكان لرستان معاصر بود . اين اتابك در اواخر عهد ارغون خان از پرداختن مال مقررى بديوان سرپيچى كرد و ايلچيان ارغون را كشت و اين واقعه با فوت ارغون مصادف گرديد . امراى ايلخانى عده‌اى قشون به سركوبى يوسف شاه و اتابك افراسياب لر كه هردو در يك موقع سر بطغيان برداشته بودند فرستادند يوسف شاه قبل از رسيدن عساكر مغول يزد را از ترس رها كرده بخراسان به پناه امير نوروز رفت و مغول بيزد رسيده آن شهر را در حصار گرفتند و با يكى از گماشتگان اتابك يوسف شاه كه در يزد از او نيابت مىكرد به جنگ پرداختند و پس از سه روز محاصره آن