عباس اقبال آشتيانى
387
تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )
طايفه موقوفات بسيار قرار داد ولى از حكمت و علوم عقلى تنفر داشت و به همين نظر جماعتى از اين طايفه را از شيراز خارج نمود . در سال 628 يعنى در سال پنجم اتابكى خود اتابك ابو بكر لشكر بخليج فارس كشيد و عمان و بحرين ( مسقط ) و كيش و كنارهء خليج را از حدود بصره تا سواحل هند به تصرف درآورد و آوازهء اقتدار او حتى در هندوستان نيز پيچيد و در بعضى بلاد آن بنام او خطبه خواندند و اتابك ابو بكر از اين تاريخ سلطان البر و البحر لقب يافت . در ابتداى سال 658 هولاگو خان كه از جور و ظلم مردم شبانكاره بر رعاياى آن حدود اطلاع يافته بود يكى از امير تومانان سپاه خود را بتسخير قلعهء ايگ مركز عمدهء ملوك شبانكاره فرستاد و ملك مظفر الدّين محمد به اين قلعه پناه جست و با مغول به جنگ پرداخت ولى در اين زدوخورد بضرب تيرى مقتول شد و مردم حصار ايگ تسليم تاتار گرديدند و مغول پس از خرابى بعضى از قلاع شبانكاره قطب الدين مبارز پسر ملك مظفر الدّين را بر شبانكاره حكومت داده مراجعت نمودند . اتابك ابو بكر از راه احتياط پسر خود سعد را به خدمت هولاگو فرستاد . خان مغول او را به خوشى پذيرفت و فرمان حكومت آل سلغور را بر فارس تجديد نمود . چون سعد به خدمت پدر برمىگشت اتابك ابو بكر مرده بود . وزارت ابو بكر را امير فخر الدين ابو بكر داشت كه مردى كريم و متدين و نيكوكار بود و اين همان كسى است كه سعدى ذكر او را در ديباچهء گلستان آورده است . شمس الدين محمد بن قيس رازى در مقدمهء كتاب المعجم اتابك ابو بكر را چنين وصف مىنمايد : « از مناكر و مناهى دست بداشته است و معاشرت معازف و ملاهى را پشت پاى زده و تحرى رضاى الهى را بر تتبع هواى پادشاهى تقديم كرده و تخلق به اخلاق اوليا را بر تأسى به سيرت پادشاهان دنيا ترجيح نهاده تا به بركت آن بازار فسق و فجور فتور گرفته است و رواج تهتك و فساد كساد پذيرفته رستهء امر معروف معمور شده و متاع عفت و صلاح مرغوب گشته و بيشتر از اهل مملكت از امرا و كبرا و حشم و خدم و متجنده و رعيت موافقت اولوالامر را واجب شمرده و بصدق و رغبت روى به توبت و انابت آورده و پشت بر محظورات محرمات شرع كرده و ثواب آن ايام دولت قاهره را ذخيرهء ثبات سلطنت گشته و ديگر آنكه باستماع كلام ملهوفان عادت كرده است و با كشف معضلات و ظلمات متظلمان انس گرفته و روزگار مبارك بر تهذيب احوال دين و تربيت اعمال ملك مصروف گردانيده و خاطر اشرف بر تنويه قدر علما و صلحا و ترفيه حال حشم رعايا گماشته و ابواب خيرات و مبرات بر عامهء خلايق گشاده و راه مطالبات ناموجه و عوارض ناواجب بر كل ممالك بسته ، رسمهاى