عباس اقبال آشتيانى

348

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

سابق ايلخانان ايران و اجداد او را به ياد او آورد و او را به كمك ارمنستان دعوت نمود و مراسله‌اى ديگر خصوصا به ايلخان نوشت و او را بقبول مذهب مسيح خواند . چند سال بعد از بناى شهر سلطانيه يعنى در تاريخ 718 پاپ بموجب فرمانى در آن شهر كنيسه‌اى داير كرد و يكى از روحانيّين عيسوى را كه فرانسوادوپروز « 1 » نام داشت به رياست و خليفگى عيسويان رعيت ايران و ممالك مجاورهء آن فرستاد و اين روحانى تا سال 724 اين مقام را دارا بود و پس از آن ديگرى بجاى او منصوب شد ولى چون ايلخانان ايران قبول اسلام كرده بودند ديگر عيسويان به آن درجه از نفوذ و اقتدار كه در عهد هولاگو و اباقا و ارغون داشتند نرسيدند . لئون پادشاه ارمنستان هم در اين تاريخ از ابو سعيد مدد خواست و ابو سعيد با وجود معاهده‌اى كه با سلطان مصر داشت 000 ، 20 سپاهى بمدد او روانه كرد و سياست اجدادى را در رعايت از ارامنه تعقيب نمود و ضمنا سلطان مصر را هم به عقد صلح با پادشاه ارمنستان خواند اما قبل از آنكه سپاهيان ابو سعيد برسند قشون مصرى چنان ارامنه را از پا درآورده بودند كه خليفهء ارمنستان بملاقات الملك الناصر رفت و با او معاهده‌اى به مدّت پانزده سال در ترك جنگ با ارمنستان بست و لئون در سال 729 رسما قبول تبعيت از الملك الناصر كرده خلعت و تشريف او را پوشيد و ارامنه با قبول اين خفت از آزار قشون مصرى رستند . در عهد اولجايتو و ابو سعيد روابط تجارتى و رفت‌وآمد بين ايران و اروپا نيز رو بازدياد گذاشت از آن جمله يكى از روحانيين عيسوى كه ادراك « 2 » نام داشت بعنوان تفتيش كليساهاى عيسوى بين سنوات 716 و 718 به ايران آمد و از راه ايران به هند و چين رفت و از او سفرنامه‌اى باقيست كه براى فهم اوضاع آن ايام ولايات ايران از منابع مهمه است و تجار ونيزى نيز كه در اين ايام تجارت تمام ممالك شرقى اطراف مديترانه را در دست داشته و به آسيا نيز بىنظر نبودند در اواخر عهد اولجايتو با آن پادشاه ارتباط حاصل كردند و در سال 1305 ميلادى ( 705 هجرى ) بين نمايندهء ونيز و اولجايتو معاهده‌اى تجارتى برقرار گرديد و اولجايتو بتجار ونيزى امتيازاتى داد و سناى شهر ونيز در سال 720 سفيرى پيش ابو سعيد فرستاد و اين

--> ( 1 ) - Francoie de Peruse ( 2 ) - Friar Odoric de Pordenone