عباس اقبال آشتيانى
مقدمه 41
تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )
متفرقه 1 - گوگ تنكرى - ( خداى بزرگ ، رب جليل ) . در متون قديمى و نوشتههاى مذهبى ، تركها خداى را بدين صفت « گوى تنكرى » وصف كردهاند كه بيشتر معنى خداى بزرگ و بارىتعالى را به ذهن خواننده متبادر مىكند . سنگنبشتههايى از كرانههاى نهر اورخون در قراقروم بدست آمده كه آنها را از آثار باستانى يكهزار و - سيصد سال پيش اتراك دانستهاند . اشكال و خطوط مخصوص آنها توسط محقق روسى « رادولف » و تامسون استاد دانشگاه كپنهاك در سالهاى 1893 - 1890 ميلادى ترجمه شده است . سرآغاز يكى از سنگنبشتهها را كه بر سر قبر يكى از خانان ترك به طور عمودى نشاندهاند ، تامسون و رادولف چنين خوانده و مرقوم داشتهاند : « اوزه گوگ تكژى آسره يغزير قيلندقده اكين آره كيشىاوغلى قيلنمش . » اين متن را كه به لفظ قديم تركان است ، آقاى نجيب عاصم استاد زبان تركى دار الفنون استانبول اينگونه ترجمه كرده است : « اوستده مأوى گوگ ، آلتده ياغيزير قيلندقده ، ايكسى آراسنده كيشىاوغلى قيلنمش . » ترجمهء آقاى نجيب عاصم به فارسى چنين معنى مىدهد : « در بالا آسمان آبى ، در پايين زمين سيهچرده ، و در بين آنها انسان آفريده شد . » در صورتى كه معنى اصلى متن ، بدين گونه است : ( در آغاز ، خداى - بزرگ ، در روى زمين انسان را آفريد ) محقق عاليقدر و . بارتولد در مقالهء ويژه خود دربارهء : « آثار تاريخى اورخون » كلمهء اوزه را « در بدايت و سرآغاز » معنى كرده است ،