عباس اقبال آشتيانى
325
تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )
نمىكرد و هيچگاه بعلل موانع اساسى و رقابتهاى سياسى به فرستادن قشون به كمك يكديگر منتهى نمىشد . سلطنت سلطان ابو سعيد بهادر خان از 716 تا 736 اولجايتو ابو سعيد را كه در تاريخ ذىالعقدهء سال 704 تولد يافته بود بعد از هفت روز از تاريخ تولد تحت اتابكى امير سونج قرار داد و در سال 713 به شرحى كه ديديم موقعى كه ابو سعيد نه سال بيش نداشت ايلخان او را به حكومت خراسان فرستاد و ابو سعيد مدت سه سال و كسرى با اتابكى امير سونج در آن ديار حكومت مىكرد . در موقع مرض موت اولجايتو امرا و وزراى ايلخانى پشت سر هم رسولانى پيش ابو سعيد كه در اين تاريخ در مازندران بود فرستادند و او را به عجله به سلطانيه خواستند تا قبل از فوت اولجايتو به پايتخت برسد و غرض ايشان از اين شتابزدگى آن بود كه ابو سعيد پيش از آنكه امير سونج از طوس حركت كند به سلطانيه بيايد و امرا و وزراى دربارى كه همه تحت نفوذ امير چوپان بودند وليعهد جوان را مطيع ارادهء خود قرار دهند و دست اقتدار امير سونج اتابك او را كوتاه سازند ولى ابو سعيد و اطرافيان او كه نسبت بامير سونج وفادار بودند از فرمان او بيرون نرفتند و از جاى خود نجنبيدند تا آنكه خبر مرگ اولجايتو رسيد و امير سونج نيز از خراسان آمد . ابو سعيد به معيت اتابك خود به طرف سلطانيه حركت كرد و امير چوپان و امراى ديگر و وزرا باستقبال او آمده ابو سعيد را بجلال تمام به پايتخت وارد نمودند و او را در تاريخ غرهء صفر 717 درحالىكه امير چوپان يك بازوى او و امير سونج بازوى ديگر او را گرفته بودند رسما بتخت ايلخانى نشاندند . قبل از ورود ابو سعيد به سلطانيه شاهزادهء جوان ميل داشت كه امير سونج را مقام اميرالامرائى دهد ولى سونج زير بار نرفت و گفت كه قبول اين شغل مستلزم دور شدن از پايتخت و تعهد حال سلطان است و چون او مايل است كه كما فى السابق حاضر خدمت ابو سعيد باشد و با امير چوپان در اين منصب معارضه نكند ابو سعيد را به ترك اين پيشنهاد واداشت و ابو سعيد هم پس از جلوس آن منصب را مثل عهد پدر