عباس اقبال آشتيانى
293
تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )
تحويل اسلحه بديوان بياورد ديوانيان بايد به همان مقدار برات بدست او بدهند . اين ترتيب باعث آن شد كه عدهء كثيرى از مردم زر بسود قرض مىكردند و اسلحه ساخته نزد قورچيان مىبردند و با دادن مبلغى رشوه به ايشان سندى مىگرفتند و آن را براى صدور برات پيش عمال ديوان مىفرستادند . عمال ديوان هم از جريان كار اطلاع داشتند تا مبلغى به رشوه از ايشان دريافت نمىكردند برات آن را صادر نمىنمودند و بتدريج كار اين معامله بهآنجا كشيد كه بيتكچيان مغولى دان با گرفتن مبلغى خود از زبان امراى قورچى سند مىساختند و برطبق آن برات مىنوشتند و نتيجهء اين عمل آن شد كه در اندك مدتى به اندازهاى در دست مردم برات جمع شد كه تمام عايدات ممالك ايلخانى براى پرداختن آنها كافى نبود . در عهد صاحبديوانى خواجه شمس الدين جوينى چون اين مسئله اسباب زحمت بسيار شده بود خواجه به زحمت زياد براتداران را متقاعد كرد كه هر هزار دينار به دويست دينار كه صد دينار آن نيز حق العمل صاحبديوان باشد مصالحه كنند و به اين تدبير آن براتها را جمعآورى نمود . در عهد ايلخانى گيخاتو و وزارت صدر جهان زنجانى معاملهء بربح و زر بسود دادن به علت بىپولى رواج كلى گرفت به اين شكل كه عمال ولايات كه عايدات را در مقاطعه داشتند براى پرداخت ماليات قلمرو خود به اطلاع خواجه رساندند كه جهت تأديهء مالى كه بر عهده دارند وجه نقد موجود نيست و چون خزانه سخت احتياج به پول داشت ايشان گفتند كه مىتوانيم از سرمايهداران و تجار نقد و جنس بسود قرض كنيم به شرط آنكه خسارت اين معامله را ديوان برعهده بگيرد ، خواجه صدر الدين نيز آن را قبول كرد و در نتيجه مقاطعان ولايات جنسى را كه ده دينار مىارزيد بسى دينار قرض مىكردند و بچهل دينار به حساب ديوان مىآوردند و عمال ديوان آن جنس را كه ده دينار مىارزيد به اين مبلغ مىفروختند ، چهار دينار آن را خود برمىداشتند و شش دينار به خواجه صدر الدين مىدادند و مىگفتند بيش از اين از فروش آن عايد نشد و به اين شكل از هر چهل دينار كه به حساب خزانه آمده بود شش دينار وصول مىشد و همينگونه امور بود كه كار ماليهء گيخاتو را به خرابى كشاند و به وضع چاو و اختلال اوضاع ايام ايلخانى او و وزارت صدر جهان منتهى گرديد . غازان عموم اين مفاسد را رفع كرد و با صدور يرليغى كه مذكور شد اين نوع