عباس اقبال آشتيانى

282

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

غازان شده چنان كه بعد خواهيم گفت از بركت وجود وزير كاردان فاضلى مثل خواجه رشيد الدين فضل اللّه همدانى است كه از يك طرف با تدبير و هنر و سياست ممالك وسيعهء غازانى را اداره مىكرده و در ترفيه حال رعايا و اصلاح امور مالى و انشاء ابنيه و آثار خيريه با غازان شركت داشته و از طرفى ديگر با قلم شيواى خود ذكر محامد و اعمال ستوده و وقايع ايام او را بر صفحات روزگار مخلد ساخته است و غير از آن وزير دانشمند عدهء زيادى از فضلاى ديگر هم در نتيجهء ادب‌دوستى و تشويق خواجه در گرد دربار ايلخانى مجتمع بوده و ايشان نيز هركدام در اين مرحله قدمهاى مهمى برداشته‌اند به‌طورىكه مىتوان گفت كه دورهء غازان و دو جانشين او يعنى اولجايتو و سلطان ابو سعيد خان بر اثر وجود خواجه رشيد الدين فضل اللّه و پسران او يكى از درخشان‌ترين - دوره‌هاى ادبى تاريخ ايران است بلكه به جهاتى كه بعد مذكور خواهد شد در تاريخ اين مملكت نظير ندارد . روابط غازان با ممالك خارجه - غازان با ممالك خارجه يعنى با خاقان چين و سلاطين عيسوى اروپا غالبا مكاتبه داشته و بين ايشان سفرا در رفت‌وآمد بوده‌اند . در سال 699 غازان دو نفر رسول با هداياى گرانبهائى به دربار تيمور خاقان جانشين قوبيلاى قاآن به چين فرستاد . خاقان ايشان را به ملاطفت تمام پذيرفت و در جواب اين حركت دوستانهء غازان با وجود اينكه ايلخان ايران اسلام آورده و در ترويج آن مذهب مىكوشيد اظهار مهربانى و مصادقت كرد . فتوحات اوليهء غازان در شام و فتح مجمع المروج دشمنان مسلمين را بر آن داشت كه با فرستادن سفرا و مراسلات غازان را بحصول اين پيشرفت تبريك بگويند مخصوصا عيسويان اروپا و ارامنه كه بر اثر مجاهدات مماليك و مجاهدين مصرى و شامى از آن ممالك به كلى رانده و بحفظ بيت المقدس و بنادر و سواحل شام موفق نيامده بودند از فتوحات غازان بىنهايت مسرور شدند و با سابقهء روابطى كه علىرغم مسلمين مصر و شام با ايلخانان ايران داشتند پيشرفت عساكر ايلخانى را در مقابل مماليك به‌منزلهء انتقامى از شكستهاى خود تلقى نمودند و مصمم شدند كه غازان را در اين مرحله مشوق شوند تا مگر شام و مصر را از كف مماليك و امراى ديگر بيرون ببرند و از زير سلطهء ايشان خارج گردند .