عباس اقبال آشتيانى

274

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

دمشق و حلب و حماة را به امراى سلطانى مثل جمال الدّين آغوش و قراسنقر و كتبغا و غيره سپردند . « بعد از مراجعت غازان خان قتلغ شاه نويان به محاصرهء قلعهء دمشق پرداخت ، يكى از استادان منجنيقى دعوى كرد كه من اين حصار را بضرب سنگ مسخر گردانم و قتلغ شاه به سرانجام ما يحتاج استاد اشارت فرمود . كوتوال قلعه دانست كه اگر استاد منجنيقى فرصت يابد از كمال مهارت در فن خود آن كوه را متلاشى گرداند لاجرم با بعضى از دليران قوم گفت كه هركس شر اين شخص را از ما مندفع گرداند هزار دينار به او بدهم و يكى از عياران مشهور آن خدمت را متقبل شده تغيير لباس كرد و از قلعه به پايان آمده نماز شامى كه استاد منجنيقى از وثاق خود غايب بود به خانهء او درآمد و در گوشهء آن تاريك بنشست و چون استاد معاودت نمود پاى در منزل نهادن همان بود و زخم خوردن همان و آن متهور سر استاد را از بدن جدا گردانيد و كارد برهنه بدست گرفته از خانه بيرون دويد و مانند برق لامع خود را بقلعه رسانيده بانواع آفرين و تحسين سرافراز گرديد ، بناء علىهذا فتح دمشق در توقف افتاد و قبچاق با مصريان در ساخته اهالى قلاع پنهانى بروز و دزديده بشب از مواضع خود بيرون مىآمدند و اسبان مغولان را دزديده هركرا مىيافتند مىكشتند . لاجرم قتلغ شاه مصلحت در مراجعت دانسته ساير امرا و حكام شام همراه او روان شدند و در وقت عبور از فرات جمعى كثير به گرداب فنا فرورفته شعلهء حيات ايشان انطفاء پذيرفت و يكشنبهء پنجم رجب امرا مقرون باصناف تعب در ولايت موصل بغازان خان رسيدند و از آن رهگذر غبار بسيار بر حاشيهء ضمير او نشسته با رايت منصور جمعهء غرهء شعبان از دجله عبور فرمود . » ( حبيب السير ج 3 ) غازان خان در 15 رمضان سال 699 از شام به مراغه رسيد و پس از ديدن رصد - خانهء آن شهر و اظهار تمايل بانشاء رصدخانهء جديدى در نزديكى تبريز به اوجان رفت و در آنجا قوريلتائى تشكيل داده در ذىالحجه به شهر تبريز وارد شد و با اينكه خيال تسخير مجدّد شام همواره منظور نظر او بود اوقات خود را تا پيش آمدن موقع مناسبى جهت انجام آن قصد صرف اصلاحات داخلى و انتظام امور ملكى كرد . از آن جمله اوقاف بسيار جهت اقامهء مراسم دينى و مدارس و دار السياده‌ها معين نمود ، قلعهء تبريز را مرمت و ابنيهء جديد و قنوات بسيار انشاء كرد و قواعد و قوانينى براى ترتيب كارها و رفاه مردم گذاشت كه عن‌قريب بذكر آنها خواهيم پرداخت . در غرّهء محرّم سال 700 غازان عازم تجديد هجوم بشام شد و اين دفعه زمستان