عباس اقبال آشتيانى

266

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

به او گفت كه رشيد الدّين سخنى بر ضدّ خواجه نگفته است . در اين اثنا امير قتلغ شاه كه به سركوبى پادشاه گرجستان رفته بود در محل دالان‌ناور كنار شط كورا ( كر ) باردوى غازان آمد و شنيد كه صدر جهان به ايلخان از كسان او بدگوئى كرده و قتل و غارت بسيار به ايشان نسبت داده است و چون مورد عتاب غازان قرار گرفت از خواجه پرسيد كه موجب اين درشتى ايلخان چيست و در پيش غازان كه از او به بدى ياد كرده است . صدر جهان كه به سعايت بعضى از اعضاى ديوان رشيد الدّين فضل اللّه را دشمن خود مىشمرد او را نزد قتلغ شاه در آن قضيه محرك و مقصر معرفى كرد . قتلغ شاه هم بر رشيد الدّين متغير گرديد چون رشيد الدّين خود را معرض تهمت ديد بغازان شكايت برد و غازان پس از احضار قتلغ شاه دانست كه صدر جهان رشيد الدّين را متهم كرده است به همين جهت بر خواجه خشمناك شده امر داد او را در تاريخ 17 رجب سال 697 مقيد نمودند و پس از محاكمه او را براى مجازات به قتلغ شاه سپردند . قتلغ شاه خواجه را در 22 رجب از ميان دو نيم كرد و برادرش قطب جهان نيز در 21 شعبان همان سال در تبريز بقتل آوردند و بقيهء كسان ايشان يا كشته شدند و يا راه فرار پيش گرفتند و به اين ترتيب دورهء حيات صدر جهان كه با وجود زيركى و كرم و ادب مردى جاه‌طلب و فتنه‌جو و دسيسه كار بود خاتمه يافت . در اواخر سال 697 موقعى كه غازان از تبريز بعزم قشلاق به طرف بغداد مىرفت در اوجان سمت وزارت و صاحب‌ديوانى را به خواجه سعد الدّين محمّد مستوفى ساوجى و نيابت وزارت را بعهدهء رشيد الدّين فضل اللّه طبيب همدانى واگذاشت و اين دو نفر به معيت يكديگر به ادارهء ممالك غازانى مشغول شدند . محاربات غازان با مسلمين شام و مصر - به شرحى كه سابقا ديديم بين مسلمين شام و مصر و مغول در عهد سلطان احمد تگودار بمناسبت اسلام آوردن اين ايلخان جنگ و جدال به صلح و صفا مبدل گرديد و الملك المنصور سيف الدّين قلاوون هم از اين پيشامد استفاده كرده تمام هم خود را صرف بيرون كردن صليبيون عيسوى از سواحل شام و دفع دشمنان داخلى كرد و بتدريج قلعهء مرقب پناهگاه مستحكم عيسويان را در شام با بلاد لاذقيّه و طرابلس از چنگ ايشان بيرون آورد و تا تاريخ 6 ذىالقعدهء