عباس اقبال آشتيانى

255

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

با وجود اين قرارداد لشكريان و امراى طرفين هيچ‌كدام آسوده‌خاطر نبودند و مترصد آنكه خصم را غافل‌گير نموده كار را يكسره كنند و از اين حال كه معلوم بود مآلى ثابت ندارد بيرون آيند . هنگامى كه غازان و بايدو به ترتيب تقسيم ممالك بين خود اشتغال داشتند جماعتى از لشكريان مقيم بغداد و موغان به كمك بايدو رسيدند و امراى او اين پيشامد را موقعى مناسب جهت حملهء بغازان و ياران او پنداشتند و بايدو را به اين قصد تحريك كردند ولى او زير بار اين تكليف خائنانه نرفت و غازان چون از كثرت لشكر بايدو هراس داشت مصمم بازگشت شبانه به طرف خراسان شد و هر قدر بايدو سعى كرد كه او را به ميهمانى ديگرى بپذيرد به مصلحت ديد امير نوروز براى ملاقات بهانه تراشيده شبانه از راه درهء قزل‌اوزن خود را بزنجان رساند و امير نوروز و بعضى ديگر از سران سپاهى خود را جهت گرفتن فرمان حكومت عراق و فارس در اردوى بايدو گذاشت و از راه رسولى پيش بايدو فرستاد و پيغام داد كه چون امراى ايلخانى آغاز عصيان نموده بودند او بىاجازهء بايدو مراجعت كرده و چون ميل دارد كه همواره طريق مسالمت مفتوح ماند ايلخان بايد چنان كه تعهد نموده به زودى فرمان حكومت ولايت متعلق به ارغون خان را همراه امير نوروز بفرستد . بايدو در جواب غازان اظهار تواضع كرد و امر داد كه حاصل املاك فارس را به خزانهء او بفرستند ولى امير نوروز و امراى ديگر غازان را اجازهء مراجعت نداد و با ايشان بولايت شروياز ( محل سلطانيهء حاليه ) آمد و آن جماعت را محبوس كرد و معرض انواع تهديد قرار داد ولى با هيچ نوع تهديد و تطميع نتوانست دل ايشان را از غازان برگرداند بلكه بر خلاف امير نوروز و امراى ديگر غازانى با امير طغاجار كه امتحانات بسيار بد از سستى عهد خود نسبت به مخدومين خويش داده بود در خفيه ساختند كه بساط سلطنت بايدو را باتفاق برچينند و معا به خدمتگزارى غازان و در رساندن او به سلطنت كمر همت ببندند . طغاجار به سهولت اين تكليف را پذيرفت و امير نوروز بمكر پيش بايدو قسم ياد كرد كه اگر ايلخان او را رخصت مراجعت دهد غازان را دست‌بسته به خدمت او بياورد . بايدو پذيرفت و امير نوروز نجات يافته بسرعت خود را به خدمت غازان رساند و شرح واقعه و مواضعهء با طغاجار را به اطلاع او رساند . اسلام آوردن غازان - غازان كه تربيت‌يافتهء دست امير نوروز بن ارغون‌آقا