عباس اقبال آشتيانى

253

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

كه از امير نوروز شكست يافته و در سمنان بود چون خبر فوت ارغون و جلوس گيخاتو را شنيد بدماوند آمد و يكى از امراى خود را پيش گيخاتو فرستاده اوضاع بد خراسان را به اطلاع او رساند و از ايلخان جديد كمك طلبيد . گيخاتو هم شاهزاده انبارجى و جمعى ديگر از امرا را بمدد غازان فرستاد و خراسان در نتيجهء آمدن ايشان امن شد . در سال 692 غازان براى اطلاع دادن اوضاع خراسان و ملاقات گيخاتو از خراسان عازم آذربايجان گرديد ولى چون گيخاتو آمدن او را به اردو صلاح خود نمىدانست جمعى از امرا را به جلوى او فرستاد و ايشان غازان را بخراسان برگرداندند و او به شرحى كه ديديم در اواخر سال 693 امير نوروز را شكست داد و امير نوروز چندى بعد به خدمت غازان آمده طلب عفو كرد و بار ديگر از ملازمان او گرديد . بعد از وصول خبر قتل گيخاتو و جلوس بايدو ، غازان ابتدا اين پيشامد را به ظاهر چندان مورد اعتنا قرار نداد و امير نوروز را با اختيار كامل مانند پدر خود ارغون‌آقا به حكومت خراسان برقرار نمود و خود سرگرم شكار شد در اين اثنا جماعتى از لشكريان گيخاتو كه در مازندران اقامت داشتند به پناه او آمدند و غازان پس از مشورت با امير نوروز به بايدو پيغام داد كه شخصا عازم ملاقات اوست و از خراسان به طرف دامغان حركت كرد . غازان ابتدا خيال جنگ با بايدو را نداشت و به همين جهت بيش از 6000 نفر همراه او نبود ولى امير نوروز به او فهماند كه امراى بايدو چون از سطوت و قدرت او بيم دارند بايدو را كه مردى ضعيف النفس است به ايلخانى برداشته‌اند تا مطابق ميل خود چرخ امور ملكى را بگردانند و به او دستور داد كه فرستادگانى پيش بايدو فرستاده تقاضاى ملاقات خصوصى بنمايد و نيات حسنه و خيرخواهى خود را به او پيغام دهد و به او خاطرنشان كند كه چون در ياساى چنگيزى قتل شاهزادگان خاندان سلطنتى بدست غير ايشان حرام و قاتل مستوجب عقوبت است بايدو بايد قاتلين گيخاتو را دستگير و به سزاى حركت زشتى كه مرتكب شده‌اند برساند . فرستادگان غازان در نزديكى قزوين با رسولانى كه از جانب بايدو عازم خدمت غازان بودند مصادف شدند و ايشان از طرف ايلخان مأمور بودند كه بغازان بگويند كه بايدو مايل به ايلخانى نبوده ولى چون در موقع قتل گيخاتو غازان در اردو حضور نداشته