عباس اقبال آشتيانى
237
تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )
وزارت سعدالدولهء يهود - بعد از قتل خواجه شمس الدين و استقلال امير بوقا ارغون خان به موغان و ارّان رفت و در اواسط پائيز همان سال در ناحيهء بين سراب و اردبيل و صائين قلعه قوريلتائى تشكيل داد بعد بتبريز آمد و در زمستان بار ديگر به قشلاق اران رفت و در آنجا آبش خاتون آخرين پادشاه سلسلهء اتابكان سلغورى فارس را كه زوجهء منگو تيمور بود به شرحى كه بعد خواهيم ديد محاكمه كرد از اين تاريخ تا سال 687 واقعهء مهمى در سلطنت او رخ نداد و ايلخان غالبا ايام خود را به ييلاق و قشلاق در اران و حدود بغداد مىگذراند . در ماه ربيع الثانى سال 687 خبر رسيد كه نوغاى خان دشت قبچاق با 5000 نفر از راه دربند عازم حملهء بممالك ارغون است . ايلخان و بوقا و امراى ديگر او به جلوى ايشان شتافتند نوغاى چون تاب مقاومت نداشت عقب نشست ولى دو سال بعد باز حملهء خود را تجديد كرد . اينبار امراى ارغون او را شكست دادند و ايلخان به شادى اين فتح در بيلهسوار جشن گرفت . در اين هنگام روز به روز نفوذ و قدرت امير بوقا رو به افزونى مىرفت تا آنجا كه ايلخان حكم كرد كه اگر بوقا مرتكب گناهان بزرگ شود كسى جز ايلخان حق پرسش از او نداشته باشد ، عمال و زيردستان اوامر او را بىيرليغ ايلخان اطاعت نمايند و احكام يرليغ ايلخانى را بىآلتمغاى او قبول نكنند . اين اختيارات بتدريج استقلال بوقا را باستبداد مبدل كرد و براى ايلخان از سلطنت جز نام و نشانى باقى نماند . بعلاوه امرا و اركان دولت كه هيچوقت نمىتوانستند زير بار قدرت و استبداد يك نفر بروند و در باطن در پى شكست كار بوقا و برچيدن اساس دولت او بودند مىكوشيدند تا فرصتى بدست آرند و با از ميان بردن اقتدار و شوكت او خود روى كار بيايند . دشمنان بوقا كه سرحلقهء ايشان طوغان شحنهء قهستان از امراى سخنسنج و زيرك مغول بود نظر به سابقهء دشمنى كه با او داشتند دائما پيش ايلخان از او سعايت مىكردند و طوغان وقتى حكايت خيانت بوقا را نسبت بسلطان احمد به گوش ارغون كشيد و او را از استبداد چنين وزيرى كه همه قسم قدرت و قوت دارد ترساند و صدر الدّين احمد زنجانى نايب طغاجارنويان در ايام حكومت اين شخص بر فارس كه بوقا از او بقاياى اموال آن