عباس اقبال آشتيانى

226

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

نيز اليناق « 1 » فرمانده قشون گرجى خود را باحضار ارغون و دعوت او به قوريلتاى روانه ساخت . ارغون اليناق را فريفت و او را پيش سلطان احمد بازگرداند و اليناق در مراجعت سعى كرد كه در پيشگاه ايلخان ارغون را بىگناه و معذور قلمداد كند . خواجه شمس - الدّين دانست كه اليناق در باطن با ارغون ساخته و فريفتهء مواعد او شده است و براى آنكه از اين راه بازداردش او را مورد مرحمت سلطان قرار داد و ايلخان را واداشت كه با ازدواج دختر خود به او بار ديگر در محل عنايت و عاطفتش قرار دهد و دل او را به موافقت خود گرم نمايد . اين تدبير مؤثر افتاد و اليناق مجددا از معاونين تگودار و از پيروان سياست خواجه شمس الدّين گرديد و اين قضيه بيش از پيش ارغون را نسبت به صاحب‌ديوان خشمناك كرد . امير ارغون بعد از برگرداندن اليناق يكى از امراى خود را پيش تگودار فرستاد و چنان كه پيش گفتيم صاحب‌ديوان را براى كشيدن حساب عهد اباقا پيش خود خواست و غرض او اين بود كه خواجه را به تهمت مسموم ساختن پدر بقتل برساند ولى تگودار از فرستادن او ابا كرد و تير ارغون در اين مورد به سنگ آمد . ارغون در اوايل سال 682 هنگام مراجعت از بغداد به سمت خراسان كه قلمرو حكومتى او بود در راه با عمال تگودار و پيشكاران صاحب‌ديوان به خشونت معامله نمود و با اينكه روز به روز بر طرفداران او افزوده مىشد بواسطهء مشكلات مالى و نداشتن پول كافى در زحمت افتاد به همين جهت جمعى از ياران او گفتند كه وجيه الدّين زنگى فرومدى وزير خراسان و مضافات آن از مال ديوانى تومانها به تصرف گرفته و آنها را به خزانه نرسانده است . ارغون امر داد كه او را مورد مؤاخذه قرار دهند و مالى را كه بدعوى سخن‌چينان ضبط كرده است از او بگيرند . خواجه وجيه الدين كه مردى كافى و دانا و سخن‌پرور بود و بدرستى خود اطمينان داشت در اين پيشامد سخت به هيچ‌كس التجا نبرد و از توسل به امرا و خواتين مغول اجتناب كرد و پيغام داد كه شاهزاده حكم فرمايد كه محاسبين و كتّاب حساب او را برسند و اگر چنان كه معاندين مىگويند دينارى اختلاس كرده بجاى هر دينار هزار دينار عوض بدهد . امراى ارغونى كسى را پيش او فرستادند و به او فهماندند كه غرض شاهزاده مال است نه كشيدن حساب و

--> ( 1 ) - يا اليناخ يا علىناق