عباس اقبال آشتيانى

214

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

بلافاصله پس از وصول خبر شكست شخصا به طرف بلاد روم حركت كرد و بميدان جنگ ابلستين آمد و پس از زارى بسيار امر داد كه مقتولين مغول را بشمارند و چون ديد كه عدد كشتگان لشكر بيبرس نسبت به مقتولين مغول چندان مهم نيست بيشتر در غضب آمد و عده‌اى از سران سپاهى سلجوقى را بقتل آورد و معين الدّين پروانه را كه به خدمت آمده بود مورد عتاب و ملامت سخت قرار داد . پروانه بعنوان عذرخواهى گفت كه عساكر شامى غفلة رسيدند و مجال تدارك جنگ فراهم نشد . ايلخان سفّاك بانتقام شكست ابلستين عساكر خود را بين قيساريّه و ارزن الرّوم متفرّق كرد و امر بقتل عام مسلمين آن بلاد داد و ايشان در عرض يك هفته بقولى 200000 و بقولى 500000 از مردم بىگناه آن نواحى را كشتند و بسيارى از بلاد را ويران و امرا و رجال و قضاة و علما را مقتول كردند . اباقا خيال داشت كه بيبرس را تعقيب كند ولى امراى او اين كار را صلاح نديدند به همين نظر ايلخان مغول فقط به فرستادن نامه‌اى تهديدآميز اكتفا كرد و عقب‌نشينى بيبرس را از مقابل خود حمل بر جبن او نمود و او را دزد و روباه خواند و اين نامه كمى قبل از مرگ بيبرس در دمشق به او رسيد . اباقا پروانه را بدوا مورد احترام قرار داد و خشم و غضب خود را نسبت به او ظاهر نساخت و او را با خود به اردوگاه آلاتاغ آورده در حضور سرداران خويش محاكمه كرد و ايشان بر او سه گناه ثابت كردند اولا آنكه از مقابل دشمن گريخته ، ثانيا آنكه اباقا را قبلا از لشكركشى بيبرس مسبوق نكرده ، ثالثا آنكه بعد از شكست ابلستين پيش اباقا نيامده . در همين ضمن فرستادگان اباقا كه نامهء تهديد او را پيش بيبرس برده بودند رسيدند و گفتند كه ايشان چنين شنيده‌اند كه اساسا لشكركشى بيبرس بتحريك پروانه بوده . اباقا عازم قتل پروانه نبود ولى فرزندان تودون نويان و زنان داغديدهء مغول پيوسته ايلخان را به كشيدن انتقام تحريك مىكردند تا آنكه بالاخره اباقا يكى از امراى خود را مأمور قتل پروانه و سى و شش نفر از كسان او كرد و امير مزبور همه را كشت و مغول جسد پروانه را قطعه‌قطعه كردند و در ديگ پختند و براى تسكين غضب و كينه‌جوئى هر كدام قطعه‌اى از آن را خوردند از آن جمله اباقا نيز پاره‌اى از آن را با غذا تناول كرد .