عباس اقبال آشتيانى

210

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

الملك الظاهر بيبرس از سال 666 تا 671 در چندين سفر جنگى كه بشام كرد عيسويان صليبى را شكست‌هاى بسيار داد و قلاع اسماعيليّهء شام و لبنان را بتدريج مسخّر ساخت و عين عملى را كه هولاگو در ايران كرده بود او در شام تكرار نمود و فتنهء باطنيّهء اين حدود نيز به همّت او انجام پذيرفت و بيبرس در نتيجهء اين مجاهدات از مشاهير سلاطين اسلام گرديد و هيبت و وحشت او عموم سلاطين اطراف از جمله اباقا و امپراطور قسطنطنيّه و منگو تيمور پادشاه خانات قبچاق را در انديشه فروبرد و اين سه پادشاه در موقعى كه بيبرس در دمشق بود يعنى در سال 668 فرستادگانى پيش او روانه داشتند و اباقا در مراسلاتى كه به او نوشت بيبرس را در قتل امير قدوز ولىنعمت او ملامت كرد و او را از سطوت خود ترساند . بيبرس در جواب پيغام داد كه اگرچه او قدوز را كشته ولى سلطنت او بتصديق و اجماع مسلمين است و از سطوت اباقا نيز وحشتى ندارد و براى مقابلهء با او حاضر و اميدوار است كه در اين مقابله آنچه را كه مسلمين از دست داده‌اند از چنگ مغول بيرون آورد . اباقا از همان اوان سلطنت خيال حملهء بشام و مصر و كشيدن انتقام شكست عين جالوت را داشت ولى هجوم براق چنان كه ديديم نگذاشت كه او در آن ايام به اجراى اين نقشه مبادرت نمايد . در سال 666 بيبرس با عساكرى فراوان به انطاكيه كه از متصرّفات امير عيسوى طرابلس شام بود حمله برد و آن شهر را گشوده مردم آن را يا كشت يا به اسيرى برد و چون سفر جنگى لوئى نهم پادشاه فرانسه هم بتونس در اين تاريخ بشكست صليبيّون منتهى گرديده بود بيبرس در راندن عيسويان از شام قويدل گرديد و عيسويان به كلى مأيوس شدند و صليبيون چاره‌اى نديدند جز آنكه از اباقا يارى بطلبند و دفع بيبرس را از مغول بخواهند . اباقا امر داد كه فرمانده مغولى عساكر روم و معين الدّين پروانه با قريب 10000 نفر به طرف شام حمله ببرند و ايشان در سال 669 بلاد شمال حلب را غارت كردند . بيبرس كه در اين ايام در دمشق بود از مصر قشون خواست ولى موقعى كه آن قشون رسيدند مغول مراجعت كرده بودند . بيبرس يك عده از عساكر خود را به طرف رها و حرّان فرستاد و ايشان به سهولت آن دو شهر را گرفتند و در حرّان مغولانى را كه در