عباس اقبال آشتيانى

208

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

به ارمنستان حمله بردند . هيتوم ممالك خود را رها كرده براى استعانت از امراى مغول كه در آسياى صغير بودند به آن ديار شتافت و فرزندان و برادران و امراى او به جلوى قشون بيبرس آمدند . امراى مغول به اين بهانه كه از اباقا خان اجازه و دستور ندارند از يارى هيتوم خوددارى كردند و هيتوم مجبور شد كه مستقيما از ايلخان استعانت جويد ولى قبل از آنكه جواب استدعاى او برسد قشون بيبرس تحت سركردگى الملك المنصور پادشاه حماة و سيف الدّين قلاوون سراسر ممالك هيتوم را تحت استيلاى خود گرفتند و بلاد او را بباد غارت دادند ، تورس « 1 » پسر هيتوم را با يكى از برادران او كشتند و پسر ديگرش ليفون يا لئون « 2 » را اسير گرفتند و بسيارى از كسان و فرزندان برادرش را بقتل آوردند . پايتختش سيس را با كليساى بزرگ آن زير و زبر كردند و مدت بيست روز در بلاد هيتوم بقتل و غارت اشتغال داشتند و پس از آن بشام برگشتند . هيتوم به زحمت زياد قشونى از مغول و سلاجقهء روم جمع‌آورى كرد و به كيليكيا آمد ولى چون مسلمين رفته بودند و بلاد او ويران و كسان او مقتول يا اسير شده بودند كارى از پيش او نرفت و پس از زارى بسيار دوچار وحشت و اضطراب غريبى گرديد و چاره‌اى نديد جز آنكه نسبت ببيبرس از در عجز درآيد و بالتماس استخلاص پسر خود لئون را از او بخواهد . بيبرس در جواب اين استدعاى هيتوم به او پيغام داد كه غرض ما از تاخت‌وتاز در ارمنستان تحصيل مال‌ومنال نبوده هولاگو يكى از دوستان و هواخواهان ما يعنى شمس الدّين سنقر الاشقر سمرقندى را در حلب به اسيرى گرفته اگر هيتوم مىخواهد كه ما لئون پسر او را رها كنيم بايد از مغول بخواهد كه سنقر را آزاد نمايند تا ما نيز در عوض فرزند او را مستخلص سازيم . هيتوم شخصا از ارمنستان باردوى اباقا خان رفت و در پيشگاه ايلخان بگريه و زارى پرداخت و بالحاح تمام از اباقا استدعاى خلاص سنقر را كرد . اباقا بر پيرى و بيچارگى او رحمت آورد و به او امر داد كه به مملكت خود برگردد و وعده داد كه سنقر را هرجا باشد طلب كند و پيش او بفرستد . حكومت ممالك روم يعنى بلاد آسياى صغير چنان كه پيش هم گفتيم در اين تاريخ در تحت ادارهء معين الدّين سليمان بن على پروانه ديلمى بود و او كه در ابتدا وزارت سلاطين سلجوقى

--> ( 1 ) - Toros ( 2 ) - Leon