عباس اقبال آشتيانى

183

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

سابق را تجديد كرد و از هولاگو خواست كه از راه بازگردد و لشكريان خود را متفرق سازد ، آنگاه هر مبلغى كه مقرر نمايد خليفه ساليانه بحضور او بفرستد . هولاگو زير بار اين تكليف كه بوى نفاق از آن مىآمد نرفت و از كرمانشاه گذشته داخل عراق گرديد . در اين تاريخ سونجاق و بايجو نيز بحدود بغداد رسيده و پس از شكست دادن طليعهء قشون خليفه از دجله گذشته بودند و كيتوبوقا نيز بلاد لرستان را گشوده و از جانب جنوب بعراق وارد شده بود . قسمتى از قشون خليفه بسركردگى مجاهد الدين آيبك دوات‌دار كوچك در بعقوبا اردو زده بودند و همين‌كه شنيدند كه لشكريان سونجاق و بايجو از دجله گذشته و به قسمت غربى بغداد رسيده‌اند عقب نشسته بحدود انبار و نه فرسخى دار الخلافه آمدند و با سپاهيان سونجاق زدوخورد كرده ايشان را منهزم نمودند ولى در جنگ با لشكريان بايجو سخت شكست يافته 12000 نفر از ايشان بقتل رسيدند و مجاهد الدين دوات‌دار با قليلى از همراهان گريخته ببغداد آمد و بايجو و سونجاق در سه‌شنبهء 15 محرم 656 از طرف غربى شهر را در حصار گرفتند و كيتوبوقا نيز از طرف ديگر . هولاگو هم در يازدهم محرم بجانب شرقى پايتخت عباسيان نزول كرد و شهر را از آن طرف محصور نموده و مغول از اطراف بغداد را در زير باران سنگ و نفط و آتش گرفتند و چون در حدود بغداد سنگ نبود يا از جبال حمرين و جلولا سنگ حمل مىكردند و يا درختان خرما را از بيخ كنده با عراده به داخل شهر مىانداختند . محاصرهء بغداد از سه‌شنبهء 22 محرم 656 شروع شد و تا آخر اين ماه طول كشيد . در اين مدت مغول شهر را قدم بقدم خراب مىكردند و برجها را مىگشودند و پيش مىآمدند . خليفه چون ديد كارى از پيش نمىرود چند بار با فرستادن رسول و تحفه سعى كرد هولاگو را بازگرداند ولى او در اين موقع ديگر استدعاى خليفهء بىتدبير را نپذيرفت و خواجه نصير الدين را باحضار سليمان شاه و دوات‌دار پيش مستعصم فرستاد و خليفه از راه اضطرار هردو را روانهء خدمت هولاگو كرد ولى هولاگو ايشان را به بيرون آوردن متعلقان خود ببغداد بازگردانيد تا آن جمع را بعنوان حشر روانهء مصر و شام