عباس اقبال آشتيانى

167

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

اميرى كهن‌سال بود بجاى او به حكومت خراسان و مازندران برگزيد و بهاء الدين جوينى را در مقام صاحب‌ديوانى باقى گذاشت . اندكى بعد بين گرگوز و نوسال كدورتى حاصل شد و گرگوز به دربار قاآن رفت و قاآن فرمان حكومت را بنام او صادر نمود و نوسال فقط در فرماندهى لشكر باقى ماند تا در سال 637 فوت كرد . حكومت گرگوز ( 637 - 641 ) - گرگوز اصلا اويغور و يكى از دبيران جوجى بوده كه به مناسبت اطلاع بر خط و زبان اويغورى و آداب كتابت و بلاغت در نزد او محترم مىزيسته . در موقعى كه جنتمور به حكومت خوارزم منصوب گرديد گرگوز نيز با او همراه شد و چون روز به روز از او آثار كفايت و حسن خدمت بظهور مىرسيد جنتمور او را به حاجبى و نيابت خود سرافراز نمود . جنتمور چنان كه ديديم در سال 633 گرگوز را با بهاء الدين جوينى به سفارت پيش اوگتاىقاآن فرستاد و قاآن فريفتهء بلاغت و حسن بيان او شده او را مورد نوازش و عنايت مخصوص گردانيد و به خوشى بخراسان برگرداند . پس از فوت جنتمور و حكومت نوسال ، قاآن بار ديگر گرگوز را پيش خواند تا احوال خراسان را تقرير كند . چون كار وصول ماليات و ترتيب ادارهء امور در اين ايام صورتى خوش نداشت و عمال مغول به رعيت تعدى بسيار مىكردند و به خزانهء دولت مالى را كه مقرر بود نمىرساندند نوسال و كلبلات از رفتن گرگوز خوشوقت نبودند و نمىخواستند كه بگذارند او به اين مأموريت برود ولى از عهدهء جلوگيرى از او برنيامدند و گرگوز مأموريت خود را انجام داد و از طرف قاآن مستقلا مأمور وصول عايدات گرديد . گرگوز در مراجعت به عدالت و كفايت تمام حكومت كرد ، مالياتها را به خوبى جمع‌آورى نمود و ترتيب صحيحى جهت آن داد و خرابيها را مرمت كرد و چنان در كار قدرت و حسن اداره به خرج داد كه هيچيك از مخالفين نتوانستند به دشمنى با او قيام كنند چه از طرف قاآن فرمان داشت و با وجود آن امثال كلبلات كه مردى زيرك و جاه‌طلب بود حركتى نمىتوانستند كرد . با اين حال باز دشمنان گرگوز از پاى ننشستند و از ميان ايشان شرف الدين خوارزمى كه با وجود گرگوز ديگر در كارها مداخله نداشت بيش از همه خصومت مىكرد و خيال داشت كه به دستيارى جمعى پسر جنتمور را بجاى گرگوز به مقام حكومت