عباس اقبال آشتيانى

163

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

تسخير دار الخلافه نصف غنايمى را كه از غارت آن شهر بدست آورده بود به خان‌باليغ پيش برادر بعنوان هديه و پيشكش روانه داشت . قوبيلاى قاآن بطور كلى مملكت‌دارترين سلاطين مغول است چه پس از فتح چين و انقراض سلسلهء سونگ فورا بترميم خرابىهائى كه از لشكركشىهاى مغول نتيجه شده بود پرداخت ، علما و ادبا و اهل حرف و صنايع را كه متوارى گرديده بودند جمع‌آورى نمود و به ادامهء مشاغل خود واداشت ، راههاى متعدّد ساخت و كاروانسراها در هر نقطه انشاء كرد و ترتيب چاپار منظمى براى عموم ممالك خود داد ، زراعت را ترقى بخشيد ، براى رعايت حال ضعفا و پيرمردان دار العجزه‌ها ايجاد نمود ، شخصا مردى آزادمنش بود و با اينكه به آئين بودائى علاقه مىورزيد ساير اديان را آزاد گذاشته بود و علما و ائمهء دين بودائى و كنفوسيوسى و عيسوى و اسلام غالبا در دربار او مجلس مناظره و مباحثه داشتند و بفرمان او قسمتى از قرآن و انجيل و توراة و تعليمات بودا را به زبان مغولى ترجمه كردند . امر تجارت نيز در عهد قوبيلاى قاآن رونق بسيار گرفت و در عهد او بود كه دو نفر برادر معروف ونيزى مافيو پولو « 1 » و نيكوپولو « 2 » به دربار او آمدند و پسر اين دومى يعنى ماركوپولو « 3 » است كه طرف محبت قوبيلاى قاآن قرار گرفته و مدت بيست سال از جانب اين پادشاه مصدر مشاغل مهمه از حكومت ايالات چين و ادارهء امور گمرك و سفارت و غيره شده و در نتيجهء آشنائى عميق باحوال ممالك قوبيلاى قاآن پس از مراجعت به اروپا ( در سال 695 ) شرح سفر خود را براى يكى از دوستان خود نقل كرده و او آنها را كه حاوى اطلاعات نفيسى راجع باحوال كليهء ممالك مغول در آن عصر است جمع و منتشر ساخته است . از امور مهمهء عهد قوبيلاى قاآن رفت‌وآمد تجار مسلمان به چين ، نفوذ پيدا كردن ايرانيها در دستگاه او و انتشار زبان فارسى است در چين . اين پادشاه در موقعى كه مىخواست بلاد مستحكمهء چين جنوبى را بگشايد از ايران و شام معروف‌ترين مهندسين را براى ترتيب منجنيق و عراده‌هاى جنگى خواست و در اردوى خود همراه داشت از ايرانيهاى ماوراءالنهر و خراسان هميشه عده‌اى در دربار او بودند و يك عده از اين

--> ( 1 ) - Maffio Polo ( 2 ) - Nicco Polo ( 3 ) - Marco Polo