عباس اقبال آشتيانى
158
تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )
حاصل كرده بود روش عادلانهتر و بقواعد و اصول سياست و مملكتدارى و اداره و انتظام سلاطين متمدن نزديكتر گرديد . خود او از ادامهء شرب شراب كناره گرفت و مالياتها را تخفيف داد و براى لشكريان و اتباع خود مقرّرى معين ترتيب داد ، در ترفيه حال مردم كوشيد و امر داد كه عمال دولتى و مأمورين بر خلاف سابق چهارپايان مردم را به اجحاف و تعدى نگيرند و زياده بر آنچه مقرر گرديده از رعايا بظلم نستانند از ايران يك عده از فضلاى ايرانى را به مغولستان برد و براى ادارات و ديوانهاى قراقروم امر داد لغتى از السنهء فارسى و چينى و اويغورى و تنگغوتى نوشتند . حكومت قسمت شرقى ممالك مغول يعنى ختاى و چين را بمحمود يلواج سپرد و تركستان و ماوراءالنهر و بلاد اويغور و فرغانه و خوارزم را به پسرش امير مسعود واگذاشت و اين پدر و پسر چنان كه مكرر گفتهايم موجب رونق حكومت اولاد چنگيز بودند و بسيارى از خرابىها را مرمت كردند مخصوصا ممالك اسلامى در تحت حكومت امير مسعود كه از زمان اوگتاى اين سمت را داشت دوباره آبادى و اعتبار گرفت و حسن اداره و سلوك خوب او با بقية السيف مردم ستمديدهء اين ممالك بار ديگر آنها را بر سر زندگانى اول آورد و شهرهاى ويران رو به عمارت گذاشت . منگو قاآن كه تربيتشدهء دست مادر مدبرهء خود بود مثل آن زن نسبت بعموم اديان مختلفهء معمول ممالك مغول همهوقت رعايت جانب احترام را مىكرد و با اينكه مادر او آئين مسيح داشت علماى دين عيسى و مذاهب دين بودائى و تائوئى و اسلام همه در پيش او يكسان بودند ، همه را محترم مىداشت و بقدرى به ايشان آزادى داده بود كه در حضور او با يكديگر بمناظرات و احتجاجات مذهبى مىپرداختند و آزادى مسلمين تا حدى رسيد كه در بعضى بلاد علنا در خطابهها نام خليفهء بغداد را ذكر مىكردند و دوام دولت منگو را نيز در ضمن مىخواستند . در عهد سرقويتى و پسرش منگو رفتوآمد بين ممالك عيسوى اروپا و آسيا و دربار مغول زياد شد و علت اين مسئله اين بود كه عيسويان در اين ايام در شام و مصر با مسلمين به جنگهاى صليبى مشغول بودند و از سلطان صلاح الدين ايّوبى و برادرزادگان او ضربتهاى بسيار خورده ، براى آنكه با مغول كه به نظر ايشان دشمن اسلام بشمار مى -