عباس اقبال آشتيانى

143

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

از ابن الاثير در باب وحشت‌زدگى مردم نقل كرديم راجع به اهالى همين نواحى در اين مواقع بوده است « 1 » . دستهء ديگر از سپاهيان تاتار به طرف شهر بتليس ( بدليس ) روانه شدند و پس از سوختن آن شهر بعضى از قلاع حدود اخلاط و غيره را مسخر كرده اهالى آن نواحى را جملگى كشتند . دستهء سوم در اواخر سال 628 بر مراغه استيلا يافتند بعد از راه آذربايجان به اربل آمدند و از مردم آن حوالى كشتار عظيم كردند و چون هنوز از سرنوشت جلال الدين كسى خبر نداشت در آن حدود و آذربايجان ماندند و در اوايل 629 بعزم گرفتن تبريز پايتخت آذربايجان حركت نمودند . مردم تبريز كه از حركات جلال الدين و عمال او دلخوشى نداشتند و يك‌بار نيز جميع اتباع جلال الدّين را بقتل رسانده و سرهاى ايشان را پيش مغول فرستاده بودند همين‌كه از نزديك شدن آن جماعت اطلاع يافتند به صلاح‌ديد قاضى و رئيس شهر از در اطاعت درآمدند و انواع تحف و هدايا از مال و پارچه‌هاى قيمتى تقديم سران سپاه مغول كردند و از ايشان قبول شحنه نمودند و برعهده گرفتند كه در هر سال خراجى گزاف تقديم دارند . سرداران مغول جماعتى از پارچه‌بافان استاد شهر را براى خدمت اوگتاىقاآن برگزيدند و امر دادند كه جهت او خرگاهى گرانبها و نفيس كه خارج آن از اطلس زركش و داخل آن از سمور و سنجاب بود ساختند و به اين تدبير شهر تبريز در ميان بلاد ايران از قتل‌عام و خرابى مغول نجات يافت . بعد از آنكه خطر مغول متوجه الجزيره و عراق گرديد المستنصر باللّه خليفهء عباسى از سلاطينى كه در تحت تبعيت او بودند كمك طلبيد و الملك الكامل پادشاه مصر در سال 629 با اردوى عظيمى از قاهره حركت كرده بشام آمد و در اين حركت عده‌اى از سلاطين ايوبى شام مثل الملك الناصر داود و الملك الاشرف و پادشاه سلجوقى روم علاء الدين كيقباد با او بودند . بعد از آنكه الملك الكامل بحرّان رسيد و شنيد كه مغول خلاط را تخليه كرده‌اند در عوض تعقيب ايشان به طرف ديار بكر حركت كرد و آن شهر را پس از پنج روز محاصره از صاحب آن الملك المسعود ( 619 - 629 ) از ملوك ارتقيّه ديار بكر كه مردى فاسق و ظالم و زشت‌سيرت بود

--> ( 1 ) - رجوع كنيد به صفحهء 105 از همين كتاب .