عباس اقبال آشتيانى
99
تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )
بدفع او واداشت و لشكر به جنگ منكبرنى فرستاد و به اين عمليات غافلانه خاندان خود را بر باد فنا داد . 11 - مردم بلاد مختلفهء ماوراءالنهر و ايران در دفاع مقابل مغول مردانه جنگيدند و فداكاريها و رشادتها و جاننثاريها كه در اين واقعهء عظيم ظاهر ساختند نشانهء نهايت درجه غيرت و شرافتمندى ايشان است ولى افسوس كه نفاق سران كشورى و لشكرى با يكديگر و خيانت سپاهيان ترك در غالب موارد و نداشتن قائد مدبّر و فرار خوارزمشاه هيچوقت نگذاشته است كه اينهمه رشادتها و مدافعات دليرانه به نتيجهاى قطعى منتهى گردد . دفاع دلاورانهء اينالجق در اترار و تيمور ملك در خجند و ملك - شمس الدّين جوزجانى در هرات و مقاومت و رشادت اهالى خوارزم و نيشابور و هرات و نصرت كوه و غيره مىفهماند كه روح سلحشورى و غيرت در مردم بكمال قوّت بوده حتى از لشكريان مغول مهاجم فاتح اين درجه رشادت و پايدارى ديده نشده فقط بىانضباطى كار رعاياى خوارزمشاه و خرابى بنيان دولت او و نظام مرتب پابرجاى چنگيزيان و عقل و تدبير خان ايشان آن قوم را غالب مىكرده و نظم و ترتيب و اداره را بر هر نوع زور و رشادت و دفاع تفوق مىداده است . اما علل پيشرفت چنگيز علاوه بر خرابى كار ممالك اسلامى كه در فوق گذشت اجمالا اين است : 1 - كاردانى چنگيز و ثبات و صبر و خونسردى و عدم غرور و نخوت او ؛ 2 - اطلاع كامل بر احوال ممالك خوارزمشاه و استفاده از معلومات تجار مسلمان و مترجمين و راهدانها ؛ 3 - ياساهاى چنگيزى و احكام سخت او در حفظ نظام مغول و مطيع كردن جميع ايشان بيك امر و فرمان ؛ 4 - اتفاق كامل بين سرداران و پسران او تا آنجا كه هيچكدام در مقابل چنگيز از خودرائى نداشتند و همه آلت اجراى حكم او بودند و فكر استقلال و رياست و برترى يكى را بر ديگرى در دماغ آنها نمىگذاشت ؛ 5 - بودن لشكريان چنگيز از يك نژاد و داشتن زبان و اخلاق و آداب