عباس اقبال آشتيانى
94
تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )
1 - در قشون خوارزمشاهيان اكثريت را تركان مزدور داشتند و اين جماعت كه از طايفهء قبچاق و قنقلى بودند فرمان مادر خوارزمشاه را بيشتر اطاعت مىكردند تا حكم خوارزمشاه را و چون اين جماعت هم جز غارت مقصودى نداشتند تحت نظم و ضبط صحيحى نمىآمدند ، فقط احترام مقام تركان خاتون ايشان را فىالجمله مطيع نگاه مىداشت . 2 - نفوذ فوقالعادهء تركان خاتون در كارها و نبودن اتفاق بين او و پسرش در حل مسائل ملكى نيز اساس دولت خوارزمشاهى را متزلزل كرده بود ، بخصوص كه تركان - خاتون و لشكريان مزدور قنقلى ممالك اصلى خوارزمشاهيان يعنى خوارزم را تحت ادارهء مستقل خود گرفته و در ادارهء ممالك مفتوحه نيز در غالب نقاط كسان خود را گماشته بودند و سلطان محمد حتى در انتخاب وليعهد مملكت و وزير خود نيز جز اطاعت از حكم مادر چارهاى نداشت . تركان خاتون و تركان قنقلى بر طبقهء روحانيين خوارزم و ماوراءالنهر تكيه داشتند و چون سلطان محمد نفوذ اين طبقه را مخالف قدرت خود مىديد در تخفيف و سلب اقتدار ايشان مىكوشيد اين نكته نيز يكى از علل عمدهء اختلاف بين او و مادرش بود و اين اختلاف پس از قتل شيخ مجد الدين بغدادى و لشكركشى بعزم تسخير بغداد به منتهاى شدت رسيد . 3 - لشكركشى سلطان محمد بعزم بغداد و عزل خليفه و انداختن نام او از خطبه و سكه در بين مسلمين تأثير سوء بخشيد ، مخصوصا بعد از آنكه خوارزمشاه در نتيجهء صدمهاى كه در اسدآباد به لشكريانش رسيد و شكسته و پشيمان از نيمه راه برگشت مسلمين مؤمن به خليفهء عباسى و مادرش و تركان قنقلى بيشتر جرى شدند و در نتيجه در عزم و ارادهء او سستى كلى پيشامد . 4 - خوارزمشاه و مادر او هردو بسيار بىرحم و خونخوار بودند و پس از تسخير ممالك عظيمى كه از عهد ملكشاه سلجوقى ببعد به وسعت آن مملكتى ديده نشده بود بجاى حسنرفتار با امرا و سلاطين مغلوب و دلجوئى از رعايا با ايشان به سختى معامله مىكردند ، امرا و پادشاهان مغلوب را بخوارزم آورده در قيدوبند نگاه مىداشتند و تركان خاتون هر وقت مىخواست ايشان را در جيحون غرق مىكرد . با كسانى نيز كه