عباس اقبال آشتيانى

79

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

تقىّ الدّين مقريزى ( متوفى سال 735 ) مىگويد : « عدهء كثيرى از مغول كه ايشان را بزر خريده و يا در جنگها اسير كرده بودند در مصر مقيم شدند و جماعتى از آن طايفه هم فرارا به اين سرزمين آمده در پناه سلطان بيبرس قرار گرفتند و مصر و شام از مغول پر گرديد . اين جماعت در مساجد شام و مصر و مكه و مدينه بنام بركه خان نوادهء چنگيز اقامهء نماز مىكردند و سلاطين مصر و امرا و لشكريان هم چون از چنگيز و جانشينان او وحشت داشتند در احترام گذاشتن به خاندان چنگيزى با ايشان شركت مىنمودند . اين عده مغول به علت آنكه در ميان مسلمين تربيت يافته و به احكام اسلام و قرآن آشنا شده بودند حق را با باطل مخلوط و آداب اسلامى را با مراسم قومى خود ممزوج نمودند به اين شكل كه در امور مذهبى از قبيل نماز و روزه و زكات و حج و بناى ابنيهء خير و دستگيرى از ايتام اختيار خود را بقاضى القضاة وامىگذاشتند و از او در باب اختلاف زن و شوهر و داين و مديون و هر امر مذهبى ديگر استشاره مىكردند ولى در خصوص آداب قومى و رفع تعدى ظالم از مظلوم به ياساهاى چنگيزى متوسل مىشدند و امراى ايشان كه بحفظ نسب مغولى و اصل تاتارى خود علاقه داشتند شخصى را بعنوان حاجب اختيار كرده بودند كه به اين‌گونه حوائج رسيدگى كند و برطبق ياساهاى چنگيزى دعاوى را قطع و فصل نمايد و اين شخص علاوه بر وظيفهء فوق عهده‌دار امور دفترى و ادارى امراى مغول نيز بود . » ( نقل از مقدمهء كاترمر « 1 » بر جامع التواريخ رشيدى . ) چينىها را از قديم عادت بر اين جارى بود كه گفته‌هاى روزانهء امپراطوران خود را يادداشت كنند ، مغول نيز اين عادت را از چينيها فراگرفتند و سخنان پادشاهان خود را روز به روز مىنوشتند و آنها را بعد از مرگ ايشان آشكار مىكردند ولى در نوشتن تمام آنها آزاد نبودند بلكه هر سخن را كه خان اجازه مىداد ضبط مىنمودند و گاهى كه مىخواستند معنى آن پوشيده بماند عبارات خود را مسجع و مغلق ادا مىكردند ، اين قسم سخنان خانان مغول را كه پيش مردم مرعى و محترم بوده به مغولى بيليك كه به معنى دانش و حكمت است مىگفتند و بيليك‌هاى چنگيز خان محترم و بعد از مرگ او مثل ياساهاى او مورد استفاده و مراجعه بوده است . آداب مغول - طوايف مغول و تاتارى كه تحت سركردگى چنگيز خان به ممالك آسياى شرقى و مركزى و غربى حمله كردند و بعدها دامنهء استيلاى خود را بحدود درياى مديترانه و اروپاى شرقى و مركزى نيز بسط دادند به شرحى كه ديديم از قبايل مختلفه بودند و اين قبايل كه همه به نژاد زرد و شعب مختلفهء آن تعلق داشتند قبل از ظهور

--> ( 1 ) - كاترمر ( Quatremere ) از مستشرقين معروف فرانسه و ناشر قسمتى از جامع التواريخ رشيدى .