عباس اقبال آشتيانى
77
تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )
نسخ نادره را از حرق و غرق مىرهاند و كارى را انجام مىداد كه نيم قرن بعد از او خواجه نصير الدين طوسى در خدمت خونريز ديگرى يعنى هولاگو عهدهدار آن شده . نفوذ و حسن تدبير يلوچوتساى جلوى بسيارى از خشونتهاى مغولان را لااقل در چين كه وطن او بود و بحفظ آن علاقهء قلبى داشت گرفت چنان كه در سال 622 بعد از مراجعت چنگيز از ممالك اسلامى جان تمام هموطنان خود را از خطرى بزرگ نجات داد به اين شكل كه در اين تاريخ چون انبارها از غله و خزانه از پول و پارچههاى قيمتى خالى بود در شورائى كه براى چارهجوئى تشكيل يافت يكى از سرداران چنگيز اظهار داشت كه از چينىها در كارهاى دولتى و جنگى هيچ نوع استفاده نمىتوان كرد ، بهتر آنست كه تمام ايشان را بكشيم و ولاياتى را كه مسكون كردهاند مرتع حيوانات و مزرع غلات قرار دهيم ، خان مغول هم با اين نظر مخالفت نكرد و نزديك بود كه به اجراى آن حكم دهد ولى يلوچوتساى به ميان افتاده به چنگيز فهماند كه بجاى اين كار مىتوان بوسيلهء وضع ماليات بر محصولات و مالالتجاره و اراضى و پارچه و غله يعنى عموم ما يحتاج قشون را تأمين نمود و به اين اقدام زشت دست نزد ، خان مغول اين پيشنهاد را پذيرفت و با گرفتن سالى 40000 كيسه غله و 80000 قطعه ابريشم و مبلغ گزافى پول از خون مردم ختا درگذشت . اين مرد حكيم مدبر در عهد چنگيز و پسرش اوگداى بتدريج قسمت شرقى ممالك مغول را به وضع چين اداره كرد و كار آشنا نمودن مغول را به تمدن و آداب چينى بهآنجا رساند كه در عهد قوبيلاى قاآن برادر هولاگو قسمت شرقى ممالك چنگيزى نقشى شد از ممالك امپراطوران سابق چين چنان كه نفوذ مشاورين و مدبرين مسلمان بالاخره خانان تركستان و ايلخانان مغول ايران را بدين اسلام آورده تمدن و آداب ايرانى را به ايشان آموختند و ما شرح اين موضوع را عنقريب ذكر خواهيم كرد . ياساى چنگيز - قبل از چنگيز خان مغول باقتضاى زندگانى بدوى يك سلسله عادات و عقايد و آداب قومى داشتند كه به علت آشنا نبودن ايشان به خط و سواد مدون نيز نبود ؛ چنگيز خان بعضى از آنها را رد و غالب را باقى گذارد و از خود نيز احكام و قواعدى بر آنها افزود و در واقع به آنها جنبهء رسميت داد و امر كرد كه اطفال مغول خط اويغورى بياموزند و احكام و قواعد فوق را در طومارها بنويسند و در خزانهء پادشاهزادگان خاندان چنگيزى نگاه دارند .