عباس اقبال آشتيانى

68

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

« چنگيز خان از سمرقند ايلچى بدشت قبچاق پيش جوجى فرستاد چه او بعد از فتح خوارزم بواسطهء اندك نقارى كه از برادر خود جغتاى در خاطر داشت عزيمت آن صوب نموده بود و در آن ديار پيوسته روزگار بصيد و شكار مىگذرانيد ، خلاصهء پيغام چنگيز خان به جوجى آن بود كه آن فرزند بايد كه با حشم و اتباع از موضع خود حركت كرده پهناى بيابان و كوه فروگرفته جانوران شكارى برانند و در آن زمستان اوگتاى و جغتاى در آنجا بصيد كردن و جانور پراندن مشغول مىبودند و هر هفته پنجاه خروار « 1 » قو مىفرستادند چون زمستان به پايان رسيد در اوايل بهار چنگيز خان از سمرقند متوجه تركستان گشت و چون از آب سيحون عبور نمود اوگتاى و جغتاى نيز بوى ملحق گشتند و چون بموضع قلان‌باشى رسيد از آن جانب جوجى جرگه انداخت و چند روز صفوف جرگه بهم رسيد و در موضع آقا بركه چون دايرهء جرگه دست بهم داد اولا چنگيز خان در ميان تاخت و شكار فراوان انداخت بعد از آن چون شهزادگان و نوينان از شكار فارغ شدند بر باقى ترحم نموده داغها بر رانهاى ايشان نهادند و همه را رها كردند و چون از شكار فارغ شدند جوجى پيش پدر آمده زانو زد و رسم پابوس بجاى آورد و برادران را دربركشيده پرسشى گرم نمود و پيشكشى فراوان در نظر پدر كشيد از آن جمله 100000 اسب گذرانيد كه بيست هزار خنگ يكرنگ بود و آن تابستان در آن موضع بسربردند و چون امراء از اطراف و اكناف عالم مجتمع شدند چنگيز خان قريلتاى بزرگ كرده هريك را فراخور حال خود بعنايات پادشاهانه سرافراز ساخت و طايفهء از امراء اويغور را به ياسا رسانيد و جوجى را رخصت داد كه بجانب دشت قبچاق رود و خود از آنجا كوچ كرده بعد از قطع منازل و مراحل در ماه ذىالحجه 621 باردوى خود رسيد و چشم جهان‌بينش بعد از هفت سال به ديدار خواتين و فرزندان روشن گشت ، گويند وقتى كه چنگيز خان به منزل خود رسيد هلاكو خان نه‌ساله بود و قوبلا قاآن ده‌ساله هردو باستقبال شتافتند . قوبلا قاآن در راه خرگوشى شكار كرده و هولاكو آهوئى و چون رسم مغول چنانست كه اول‌بار كه كودكان شكار كنند انگشت بزرگ ايشان را اغاميشى كنند يعنى به گوشت و چربى بمالند بنابراين چنگيز خان هردو نبيرهء خود را بنفس نفيس خود اغاميشى كرد و طويهاى « 2 » بزرگ ترتيب داده آن زمستان را در منزل خود بعيش و عشرت گذرانيد » ( تاريخ الفى - وقايع سال 621 . ) مرگ جوجى و چنگيز در 624 - بعد از رسيدن به اردوگاه اجدادى چنگيز چون خبر عصيان پادشاه ولايت تنگغوت ( تنگت ) واقع در شمال تبت را شنيد مصمم اردوكشى به‌آنجا شد و پس از تهيهء كار خود به آن سرزمين رفت و در نتيجهء جنگ عظيمى پادشاه آن ولايت را مغلوب نمود و جمعيت بسيارى از سپاهيان او را كشت ولى در همان حدود مرضش شدت كرده بتاريخ رمضان 624 در 72 سالگى مرد و جهانى را از وحشت و عذاب راحت و فراغت بخشيد . شش ماه قبل از فوت چنگيز جوجى ( توشى ) پسر ارشد او نيز در دشت قبچاق

--> ( 1 ) - يعنى بار خر . ( 2 ) - طوى يا توئى يعنى مهمانى و ضيافت .