عباس اقبال آشتيانى
66
تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )
هريك را چند مشت گندم و جو رسيد و آن چهل كس مولانا شرف الدين خطيب را بر خود حاكم ساخته به اين سختى روزگار مىگذرانيدند تا آن زمان كه اوگداىقاآن بن چنگيز خان متوجه تعمير بلدهء فاخرهء هرات گشته امير عز الدين مقدم « 1 » و بعضى ديگر از مردم را بدانجا فرستاد و به معمورى و آبادى آن خطه مثال داد . » ( حبيب السير - ص 26 ، ج 3 . ) طغيان مردم بلاد جنوبى ماوراءالنهر پس از خرابى مرو هرات و نيشابور به زودى خوابيد بخصوص كه در اين نواحى شورش اهالى مثل خراسان حكم قيام عمومى نداشت بلكه مشتى هنگامهجو و غارتگر گاهى بر بنهء مغول مىزدند و غنيمتى بچنگ مىآوردند فقط در سمرقند شورشيان در اوايل سال 619 پل جيحون را خراب كردند و راه ارتباط شهر را با خارج قطع نمودند اما همينكه جغتاى به آن شهر آمد و شورشيان را مقهور نمود پل جيحون را نيز بار ديگر ساخت و ارتباط بين دو ساحل شط برقرار گرديد . مراجعت چنگيز به مغولستان در 619 - بعد از فرار سلطان جلال الدّين بهند چنگيز خان اوگداى را بغزنين فرستاده و با اينكه مردم قبول ايلى كرده بودند گويا بر اثر طغيانى جميع ايشان را بصحرا كوچ داد و غير از پيشهوران همه را كشت و غزنه را ويران نموده قوتوقو نويان را در آنجا گذاشت و خود از راه هرات برگشت ، چنگيز نيز مدّت سه ماه در حدود پيشاور و ولايت پنجاب در عقب بازماندگان لشكريان اعظم - ملك و سيف الدّين اغراق ماند سپس از پيشاور بكابل و حدود جيحون آمد و پس از گذراندن تابستان را در حدود باميان در پائيز از آن شط گذشت و بسمرقند آمد و علت اين مراجعت شورشى بود كه در چين شمالى و تبت بظهور رسيده و حضور چنگيز را ايجاب مىكرده است . « در موقع اقامت چنگيز در كنار سند ، بسبب عفونت هوا اكثر حشم رنجور شدند و قوت لشكر ساقط گشت و اسيران بسيار با ايشان بود و در آن حدود بردگان هنود نيز گرفته بودند چنانك در هر خانه ده اسير يا بيست بود و سازگارى علوفه از پاك كردن برنج و غير آن تمامت اسيران مىكردند و هوا موافق مزاج ايشان بود چنگيز خان ياسا داد كه در هر خانه هر اسيرى چهارصد من برنج پاك كنند بتعجيل تمام در مدت يك هفته از آن فارغ شدند بعد از آن هر اسيرى كه در لشكرست تمامت را بكشند آن بيچارگان را
--> ( 1 ) - امير عز الدين مقدم هروى ، پيشواى جامهبافان بود و در ورود تولى بهرات به خدمت و اطاعت او درآمد .