عباس اقبال آشتيانى
59
تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )
عدّهاى از سپاهيان چنگيز هم كه بفتح بلاد طخارستان رفته بودند بيشتر شهرهاى آن را تسخير كردند و مقارن شروع كرّ و فرّ جلال الدّين به محاصرهء قلاع واليان و ولخ از حصارهاى مستحكم آن مشغول بودند . سلطان جلال الدين منكبرنى - سلطان جلال الدّين منكبرنى بزرگترين پسران خوارزمشاه است و به شرحى كه ديديم بر اثر نفوذ تركان خاتون در مزاج محمد و بغض او نسبت بجلال الدّين خوارزمشاه فرزند كوچكتر خود اوزلاغ شاه را وليعهد قرار داد و جلال الدّين و پسران ديگر را از اين حق محروم كرد . در سال 609 موقعى كه خوارزمشاه دولت غوريان را برانداخت و فيروزكوه و غزنين و باميان و سراسر سيستان را مسخّر نمود حكومت آن نقاط را به پسر خويش جلال الدّين واگذاشت ولى چون او را دوست مىداشت و برشادت و مردانگى او معتقد و محتاج بود غالبا او را با خود در جنگها همراه مىبرد و شخصى را بنام كربر ملك در غزنين بقائم مقامى او گماشته بود . حكومت هرات چنان كه سابقا گوشزد كرديم در اين تاريخ با امين ملك و ولايت پيشاور با اختيار الدّين محمّد بن على خرپوست يكى از رؤساى غور بود . امين ملك كه پسردائى جلال الدّين بود موقعى كه چنگيزيان بحوالى هرات آمدند براى آنكه با ايشان روبرو نشود آن شهر را رها كرده به سمت سيوستان از ولايات سند رفت و بفتح بلاد آن پرداخت و در ضمن عمليات جنگى كربر ملك را نيز از غزنين به كمك خود خواست . حكمران پيشاور يعنى اختيار الدّين خرپوست غببت كربر ملك را مغتنم شمرده براى تسخير غزنين حركت كرد و كوتوال قلعهء غزنين از جانب جلال الدّين يعنى صلاح الدّين محمّد نسائى را فريفت و شهر را گرفت و در اين تاريخ وزير سلطان جلال - الدّين شمس الملك شهاب الدين الپ هم در آن شهر بود . چون اين خبر بامين ملك رسيد به طرف غزنه حركت كرد و به اختيار الدّين پيشنهاد اتحاد بر ضد مغول نمود ولى اختيار الدّين زيار بار نرفت و گفت ما از مردم غوريم و شما ترك و زندگانى كردن اين دو طايفه با يكديگر مشكل است . صلاح الدّين كوتوال و شمس الملك وزير خرپوست را به مهمانى دعوت كردند