عباس اقبال آشتيانى

49

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

حوزهء اقتدار كلى تركان خاتون ولايت خوارزم بود و اكثريت قشون و امراى لشكرى و كشورى در اين ناحيه يا از تركان قنقلى بودند و يا از خواص و غلامان ملكه ، انتصاب نظام الملك محمد صالح به وزارت و اختيار اوزلاغ شاه به وليعهدى خوارزمشاه نيز بر خلاف ميل سلطان محمد بدستور او انجام پذيرفت . سلطان محمد با اينكه جلال الدين و ركن الدين از فرزند ديگرش اوزلاغ بزرگتر بودند باصرار تركان خاتون ولايتعهد خود را به اوزلاغ واگذاشت و او را ابو المظفر قطب الدين لقب داد زيرا كه مادر اوزلاغ از قبيلهء تركان خاتون بود و كسان اين زن هم مثل تركان خاتون از تركان متنفذ و از ياوران مادر خوارزمشاه محسوب مىشدند چنان كه در موقع مراجعت جلال الدين بخوارزم و اعلان خلع اوزلاغ و نصب خود اول كسى كه با او از در مخالفت درآمد و موجب شكست كار و فرار او از خوارزم گرديد خال اوزلاغ شاه يعنى قتلغ خان بود . تركان خاتون سلطان جلال الدين را سخت دشمن مىداشت و در موقعى كه از خوارزم گريخته بود يكى از خواص او به او تكليف كرد كه فرار اختيار نمايد و باردوى جلال الدين بپيوندد ، تركان خاتون زير اين‌بار نرفت و گفت بعد از اوزلاغ و آق‌شاه اسيرى در دست چنگيز بمراتب بر من گواراتر است تا زندگى در زير سايهء جلال الدين . خلاصه اين زن خونريز خودخواه و اقارب ترك او از اسباب عمدهء شكست كار خوارزمشاه بودند و بسيارى از رخنه‌ها كه در دولت او رو كرد بر اثر استبداد اين زن و نفاق بين او و پسرش حادث گرديد . فتح خراسان و ظهور سلطان جلال الدين منكبرنى - چنگيز خان بعد از فتح سمرقند ايامى چند در حوالى جيحون و سمرقند ماند و در اين تاريخ لشكريان معظم و پسران او در خوارزم بتسخير آن ناحيه اشتغال داشتند و جماعتى از مغول نيز در حدود فرغانه به گرفتن بلاد مسخر نشدهء آن ولايت سرگرم بودند . در موقعى كه چنگيز در سمرقند اقامت داشت پسران خوارزمشاه يعنى سلطان جلال الدّين و اوزلاغ شاه و آق‌شاه از خوارزم گريختند و جلال الدّين كه زودتر از دو برادر ديگر خوارزم را ترك گفته بود با 300 سوار و تيمور ملك والى سابق خجند به شهر نسا آمد و چون خبر فرار پسران خوارزمشاه به چنگيز رسيد خان مزبور سپاهيانى بسيار از مغول را به عقب ايشان فرستاد و اين جماعت از مرو تا شهرستانه راه را محافظت مىكردند . جلال الدين كه از راه بيابان خوارزم مىرسيد بيك عدهء 700 نفرى از مغول برخورد و بيك حمله ايشان را از پا درآورده اسبان و اسلحهء آن گروه را تصرف نمود و از آن دسته كمتر كسى توانست فرار كند حتى جمعى از ايشان را كه از ترس به قنوات نسا