عباس اقبال آشتيانى

44

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

و آق‌شاه نيز پس از دفن پدر خود در جزيرهء آبسكون از راه درياى خزر خود را بخوارزم رساندند و مردم را از واقعهء فوت سلطان مطلع ساختند . خوارزمشاه كه در تمام مدت حيات اسير رأى تركان خاتون بود وليعهدى خود را سابقا به مقتضاى ميل تركان خاتون به پسر خود قطب الدّين اوزلاغ شاه داده بود ولى در جزيرهء آبسكون بعد از آنكه خبر اسير شدن تركان خاتون را شنيد و مرگ خود را نيز نزديك ديد جلال الدين و دو برادر ديگر او را كه حاضر بودند بحضور طلبيده جلال الدين را به وليعهدى اختيار نمود و دو پسر ديگر را به اطاعت و تبعيت او امر داد . بعد از ورود پسران خوارزمشاه بخوارزم و اعلان وليعهدى جلال الدين و خلع اوزلاغ شاه امراى ترك زير بار اين ترتيب نرفتند و يكى از معتبرين ايشان كه قتلغ خان لقب و 7000 سپاهى داشت علنا به مخالفت با جلال الدين قيام نمود و مخالفين تصميم گرفتند كه جلال الدين را محبوس يا مقتول سازند ، اينانج خان قبلا موضوع را به اطلاع جلال الدين رساند و او به همراهى سيصد سوار و تيمور ملك امير سابق خجند كه تازه بخوارزم آمده و يك‌بار نيز سپاهيان تاتار را در همان حوالى مغلوب كرده بود بخراسان گريخت و سه روز بعد از فرار جلال الدين اوزلاغ شاه و آق‌شاه نيز از ترس نزديك شدن مغول جرجانيه را رها كرده بخراسان شتافتند . امراى لشكرى و كشورى خوارزمشاه كه قريب 90000 سپاهى از تركان قنقلى تحت امر داشتند بعد از حركت پسران خوارزمشاه يكى از نزديكان تركان خاتون يعنى خمار تگين را به سلطنت برداشتند و همه اطاعت و سلطنت او را پذيرفتند . چنگيز خان كه از اهميت موقع خوارزم و جمعيت و آبادى آن و قدرت تركان قنقلى و شهامت مردم آن خطه اطلاع داشت معظم قشون خود را از چند طرف بخوارزم روانه كرد . از طرف جنوب شرقى يعنى از جانب بخارا لشكريان جغتاى و اوگتاى را مأموريت حركت به طرف جرجانيه داد و از طرفى ديگر جوجى را كه در حوالى جند بود گفت كه لشكريانى بمدد اردوى جغتاى و اوگتاى بفرستد و خود نيز لشكريان خاصهء خويش را از عقب ايشان به جرجانيه فرستاد ؛ عدد اين سپاهيان غير از لشكريان خود جوجى به 100000 نفر بالغ مىشد .