محمد جعفر خور موجى
315
تاريخ قاجار ( حقايق الاخبار ناصرى ) ( فارسى )
بخت يار آمد ، و حكام محمّره و دريابار را ، درّ دربار اعراب بنى لام در نهايت آرام ، و مشايخ آل كثير را سامان و مكنتى دلپذير حاصل گشت . آقا وات [ بزرگان ] شوشتر و دزفول همه متمول و باپول شدند . پيلهور و تجار را زر به قنطار و سيم به خروار عايد شد . مفسدان ملك ، چشم نرگسفتان ، و آشوب آن سرزمين غلغلهء مرغان خوشالحان گرديد . سه چيز هست كز او مملكت شود معمور * وزان سه آيهء رحمت كند ز غيب ظهور نخست يارى يزدان دويم عنايت شاه * سيم كفايت حكام در نظام امور ازين سه مملكت از مهلكت بود ايمن * بدان صفت كه قصور جنان ز ننگ قصور مشار اليه با وجود عوايق حكمرانى ، از صحبت درويشان و انجاح مقاصد ايشان ، بدون تكبّر و تبختر خود را معاف نداشته ، اهم مهام مىشمرد . فضلاء دانشور و شعراى مدحگستر آن كشور را رنگ ملالت و تنگدستى ، از مرآت خاطرشان مىسترد . ولى اين انعام و افضال از وجوه املاك حلال بود ، نه از مال مظلومان پريشانحال . چنانكه عادت و كردار بعضى از ابناء روزگار است ، كه دود از مطبخشان وقتى برآيد كه آتش در خرمن صد مسلمان اندازند و نانى در سفرهء خويش آنگه نهند ، كه سيلاب ستم را در بنياد خانهء صد بيگناه سر دهند . از دار الخلافهء قاهره حكم احضار صاحبديوان صادر گرديده ، به طهران آمد ، تا بعد خواستهء كردگار چه باشد . اما متمم ذكر حالت اين بندهء شرمنده پس از ورود به طهران مدتى از امناء دولت ابدبنيان عنايت و احسان ديد ، چون در اوايل سال رياست كليهء دربار گيتىمدار ، كه در حقيقت صدارت است ، به سپهسالار وزير جنگ محول و مرجوع شده بود ، چون عدم استطاعت و كفايت ترويج اين شغل خطير از مشار اليه ظاهر گرديد ، سال و رياست به آخر رسيد . سپهسالار به وزارت خراسان