محمد جعفر خور موجى

298

تاريخ قاجار ( حقايق الاخبار ناصرى ) ( فارسى )

و قرب جوار ، به خيال تصرف فراه و هرات و سبزوار افتاده بود ، به قدر امكان و مقدور جمعيتى از طوايف افغان فراهم آورده ، قلعهء هرات را به سختى محصور نمود . به اندك مدت مضمون « ضعف الطالب و المطلوب » صورت ظهور يافت ، به اين معنى كه سردار سلطان احمد خان حاكم و حافظ هرات با حسرت شباب به منزل تراب تحويل كرد ، امير دوستمحمد خان نيز به علتى صعب ممتحن گشت ، و حليف الفراش شد . عاقبت دست از تصرف قلعهء بدن كوتاه ، و پاى به عالم آخرت گذاشت . هرات و ساير بلاد افغانستان با اولاد و برادرزادگان امير دوستمحمد خان باقى ماند . در ظهور اين هنگامه و هنگام ، خسرو جم اقتدار ، به عزم سير و شكار ، تشريف‌فرماى مازندران بود ، پس از آن كه به دار الخلافهء طهران مراجعت فرمود ، اين اخبار به سمع اولياى دولت پايدار رسيد . محمود خان ناصر الملك را به سفارت دولت بهيهء انگليس مأمور . و اميرزاده حسام السلطنه را به جهت قرار و دستور العمل انتظام خراسان ، به دربار معدلت‌مدار احضار فرمودند . ناصر الملك با تبعه و تحفه‌اى كه لازم و در كار بود روانه گرديد . حكمران مملكت خراسان نيز حسب الاحضار به دار الخلافه رسيد ، و در مدت غيبت اميرزادهء بيهمال تراكمهء وحشىخصال ، به خيال دستبرد و فساد تاخت و تركتاز ، در بلاد خراسان بنياد و آغاز نمودند . ولى از بخت بىزوال خديو بلنداقبال ، جزاز خسارت و نكال فايده نديده ، و صرفه نبردند ، از آن جمله در شهر شوال قريب هفتاد هشتاد نفر سوار به عزم تاخت اطراف مشهد مقدس آمدند ، چون به توسط قراولان معابر ، امير حسينخان ايلخانى زعفرانلو از مقدمه مخبر و مستحضر گرديد ، به استعجال با فوجى از ابطال رجال از ساحات خبوشان به تعاقب آن بدانديشان ، به ايلغار روانه گرديد . حوالى دربند ، بايلان ظفرمند ، خود را به ايشان رسانيد . تركمانيه چون قوهء مقابله و مجادله در خود نديدند ، سنگرى مرتب نموده تحصن و تمكن گزيديد . از طرفين به محاربه و مجادله اقدام نمودند ، تركمانان كماندار به تيرافشانى ، و سواران شمشيركش شيروش ، به سرافشانى آغاز نهادند .