محمد جعفر خور موجى

293

تاريخ قاجار ( حقايق الاخبار ناصرى ) ( فارسى )

« ان الله على ما نقول وكيل » عزيز خان ، از اعاظم سلسلهء طايفهء مكريست ، و نصب حكام مكرى از قرارى كه شرف الدين مورخ ، بدليسى ، در تاريخ مسمى به « شرفنامه » برشتهء تحرير درآورده به سلسلهء حكام بابان منتهى مىشود . سرسلسلهء اين طايفه سيف الدين نام به فطانت رأى و تدبير مشهور ، و به حيله و تزوير در السنه و افواه مذكور بود ، به اين سبب او را سيف الدين مكرى مىگفتند كه بسبب كثرت استعمال مكرى شده . در اواخر سلطنت تراكمهء آق - قوينلو جمعى كثير از عشيرت بابان و ساير عشاير كردستان ، بر سر خود جمع آورده ناحيهء در ياس را از طايفهء جايقلو مستخلص گردانيده ، متصرف شد . پس از آن به تدريج ناحيهء دول باريك ارومى و ناحيهء اخناجى و ايلتمر و ترجان و سلدوز را ضميمهء در ياس كرده به قوت بازو ، كس وى را هم‌ترازو نيامد . طوايفى كه بر سر او مجتمع گشته موسوم به مكرى گشتند . پس از مدتى از حكومت به عالم آخرت شتافت . دو پسر موسوم به صارم و بابا عمر از او باقى ماند . صارم چون قايم‌مقام پدر شد ، مروج مذهب پيغمبر حجازى ، شاه اسماعيل غازى ماضى چند دفعه لشكر بر سر او فرستاد ، در هر مرتبه صارم مظفر گرديد . تا در سنهء اثنا عشر و تسعمأة عبدى بيگ شاملو و سار - و على مهردار ، به جنگ او مأمور شدند . در اين مرتبه نيز صارم ، مظفر و هردو سردار در حين كارزار مقتول گرديدند . على هذا صارم به اتفاق امرا و حكام كردستان خدمت سلطان سليم خان خوندگار روم مبادرت نمودند ، به نوازشات شاهانه اختصاص يافت . ولايات موروثى به طريق اقطاع تمليكى ، به دو ارزانى داشتند . پس از مدتى روى به عالم آخرت آورد . قاسم بيگ و حاجى عمر بيگ و ابراهيم بيگ نام سه پسر باقى گذاشت ، هرسه بىبهره از دنيا رفتند . شيخ حيدر و مير نظر و خضر ، ابناء رستم بن بابا عمر بن سيف الدين ، توسل به دولت عليهء ايران جسته ، خدمت شاه طهماسب ماضى مشرف گرديدند . ناحيهء در ياس و دول باريك ارومى به شيخ حيدر ، و ناحيهء ايلتمر به مير نظر ، و ناحيهء محمد شاه به مير خضر قرار گرفت ، تا در سنهء ثمان و اربعين و تسعمأة ، حسب الفرمان سلطان