محمد جعفر خور موجى
285
تاريخ قاجار ( حقايق الاخبار ناصرى ) ( فارسى )
اقتضا مىنمود كه هريك از كواكب فلك سلطنت و جلالت ، در برجى از سپهر مملكت و دولت حكمروا و كارفرما باشند . على هذا فرماروايى دار السلطنهء اصفهان جنتنشان را در نظر همت شاهزادهء آزادهء خورشيدلقا ، سلطان حسين ميرزا واگذار ، و به جلال - الدوله ملقب آمد . ميرزا محمد قوام الدولهء آشتيانى كه بواسطهء تهاون و غفلت در قضيهء واقعهء مرو ، از بىطالعى خود شرمنده ، و از وقوع شكست كه قضاى الهى بود ، سرافكنده بود ؛ قريب به يكسال و نيم در دار الخلافه خانهنشين و عزلتگزين بود . از آنجايى كه پاداش خدمات سابقه و جاننثارى لاحقهء چاكران ارادت فرجام هميشه مكنون ضمير منير ، و منظور نظر مهر اثر همايون است ، و در وقوع قضيهء مزبور الحق بجز تقدير خداوند غفور هيچقدر از امير و مأمور ، قصورى به ظهور نرسيده بود ، لهذا عنايت بلا نهايت خديوانه مجدد شامل احوال مشار اليه گرديده ، منصب اتابيكى شاهزاده و وزارت دار السلطنهء اصفهان به وى مفوض و مرجوع گرديد . اميرزاده حشمة الدوله كه در مراتب مسطوره و قضاياى اتفاقيهء مزبوره ، قوام الدوله را مهمتر شريك و نعم البدل ، بل شخص اول و به اين سبب مهجور از شغل و عمل مىبود ، در اين وقت نسيم عنايت از مهب مكرمت وزيدن گرفت ، و به آب عفو و اغماض غبار آن عمل ناهنجار اميرزاده ، از صفحهء خاطر مبارك ، محو و زدوده آمد . به حكومت دار العباد يزد قرين عنايت بيكران و الطاف بىپايان خسرو كيخسرونشان گرديد . همچنين در اين سال ميرزا عبد الوهاب خان شيرازى كه سلسلهء او از معارف و نام - يافتگان شيراز ، و مشار اليه به خدمت نيابت وزارت امور خارجه سرافرازى دارد ، و به لقب نايب الوزاره مخصوصا ملقب است ، به كارگزارى مهام خارجهء آذربايجان مأمور ، مردى كافى و كاردانى وافى است ، مدت پنج سال توقف و مأموريت به تبريز ، مطبوع طباع هر برنا و پير ، و مقبول خاطر صغير و كبير بود . از امثال و اقران قصب السبق ربود . بيان مختصرى از وقايع فارس با وجود تفرّق حواس در اين نوبت ثانى كه اميرزاده ، طهماسب ميرزا مؤيد الدوله ، به حكمرانى آمد