حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
453
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )
خلف بن احمد امير سيستان پيكار كرد و آن ولايت را بگرفت ( 393 ) اندكى پس از آن سيستان بشوريد و باز آنجا را بگرفت و ببرادر خويش سپرد . بسال 401 محمود به پيكار غوريان رفت كه مسلمانان نبودند و ديار كوهستانى و بد راهشان ميان هرات و غزنه بود و راه ميزدند و كاروانها را به زحمت داشتند ، محمود سركوبشان كرد و باطاعت آورد و مسلمانشان كرد و گروهى از مسلمانان را بفرستاد تا دين را بايشان ياد دهند . از كارهاى بزرگ محمود اين بود كه نفوذ بويهيان را از رى و ديار جبل برانداخت و چون مجد الدوله پسر فخر الدوله فرمانرواى رى كه دولتش آشفته بود از او كمك خواست بسال 420 سپاهى فرستاد و رى را بگرفت و مجد الدوله را با ابو دلف پسرش دستگير كرد . از آن پس محمود به رى مجد الدوله را بحضور آورد و گفت : " مگر شاهنامه نخواندهاى و تاريخ شاهان قديم را ندانى مگر تاريخ طبرى نخواندهاى و تاريخ مسلمانان را ندانى ؟ " گفت : چرا گفت : " كار تو بتاريخ خوانده نميماند مگر شطرنج بازى نكردهاى " گفت : چرا . گفت : " ديدهاى شاهى در خانه شاهى نشيند ؟ " گفت : نه . گفت : " پس چرا اختيار خويش را به نيرومندتر از خود سپردى ؟ " سپس او را بخراسان فرستاد و قزوين را بگرفت و گروهى از باطنيان آن ديار را بر دار كرد و معتزليان را از خراسان راند و كتابهاى فلسفه و نجوم و كتابهاى معتزله را بسوخت و جز آن چند بار كتاب همراه برد . و نيز محمود با تركان غز ، ياران ارسلان بن سلجوق پيكار كرد . غزان در بيابانهاى بخارا بودند . محمود ، ارسلان پيشواى ايشانرا در ماوراء النهر ببند كرد و بهند فرستاد