حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
422
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )
خودسرى تركان و ديلمان مهابت خلافت را بهتر از گذشتگان محفوظ داشت ، از پس قادر پسرش قايم كه سى و دو ساله بود خليفه شد . مادر قايم كنيزكى رومى بود موسوم به بدر الدجى يا قطر الندى . وى بگفته ابو المحاسن مردى ديندار و زاهد و پرهيزگار و دانشمند بود و از بسيار شبزندهدارى ، رنگى زرد داشت و پيوسته روزه ميداشت . قايم در همه دورانى كه جلال الدوله و پس از او ابو كاليجار و ملك الرحيم به كار بودند چون خليفگان سلف قدرتى نداشت و كار كشور بدست بويهيان بود و خليفه با عنوان امير مؤمنان كه داشت به حساب نبود . سستى عباسيان و ضعف بويهيان بيشتر از آن اختلافها بود كه ميان خويش و با سپاهيان داشتند و پيوسته در گوشهاى آشوب بود . بسال 424 در بصره كشاكش جلال الدوله و برادرزادهاش عماد الدوله پسر سلطان الدوله بود كه خطبه را بنام خويش كرده بود اما جلال الدوله شهر را از او بگرفت و سال بعد رها كرد و هم در آن دوران سپاهيان بر جلال الدوله بشوريدند و او را از خانهاش براندند و اگر اختلاف سران سپاه نبود قدرت جلال الدوله يكسره نابود ميشد اما وى از اين اختلاف بهره گرفت و پس از كمى ببغداد بازگشت . بگفته هارولد پاون : " كار جلال - الدوله در اداره كشور بسيار سست بود كه بغداد عرصه كشمكش فرقهها بود و از رقابت سپاهيان عرب و ترك و ديلم كارها آشفته بود ، تركان با ابو كاليجار برادر بزرگ جلال الدوله رغبت داشتند و ميخواستند قدرت عراق را خاص او كنند و سه بار آشوب كردند و در سالهاى اول كار جلال الدوله پيوسته ميان ياران او و ابو كاليجار پيكار بود ، پس از 423 آشوب بغداد بنهايت رسيد و جلال الدوله از بيم جان سه بار متوارى شد و عاقبت بسال 428 ميان برادرزاده و عمو صلح افتاد " . ابن اثير ضمن حوادث سال 432 آورده كه ميان جلال الدوله و قراوش عقيلى فرمانرواى موصل نزاع افتاد كه اطاعت جلال الدوله نميكرد و تركان را بر ضد وى ميانگيخت و از پس پيكارها كه بود قراوش باطاعت درآمد . در سالهاى اخير خليفه نيز با جلال الدوله