حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
420
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )
جامع مهدى در حلقه اهل حديث خوانده ميشد و مردم باستماع آن ميآمدند . نفوذ بهاء الدوله بدوران قادر بزرگ شد و همه كارها كه برون خانه خليفه بود بدست او حل و فصل ميشد ، مناسبات بهاء الدوله با خليفه دوستانه بود و خليفه دختر وى سكينه را به زنى گرفت و 000 / 100 دينار صداق او كرد و در خطبه جمعه " قوام الدين صفى الدوله عراق را ببرادر سپرد و باهواز رفت ، اما وفاق دو برادر نپاييد و باز پيكارى شد كه شكست از سلطان الدوله بود و از اهواز به ارگان گريخت ، كار مشرف الدوله بالا گرفت و در ذيحجه 412 لقب شاهنشاه يافت و جلال الدوله برادرش كه ولايت بصره داشت اطاعت او كرد و در محرم 412 در بغداد بنامش خطبه خواندند . اما شكست ، همت سلطان الدوله را نشكست و پيوسته براى تجديد قدرت خويش فرصت ميجست و هنگامى كه ديلمان شورشى وزير مشرف الدوله را بكشتند پسر خود ابو كاليجار را بفرستاد تا اهواز را بگرفت ( 412 ) آنگاه ميان او و مشرف الدوله صلح شد كه عراق از مشرف الدوله باشد و سلطان الدوله بر فارس و كرمان حكومت كند اما فقط بسال 415 كه سلطان الدوله بمرد مشرف الدوله از جانب او آسودهخاطر شد . بدوران مشرف الدوله نفوذ تركان بيفزود كه بويهيان ضعيف شده بودند و كودكان ايشان بامارت ميرسيدند . سلطان الدوله سيزده ساله بود كه قدرت يافت و مشرف الدوله در هيجده سالگى فرمانروا شد . ابن اثير ضمن حوادث سال 415 آورده كه مشرف الدوله با وزير خويش و تنى چند از بزرگان ديلم بسوى قراوش عقيلى گريخت و تا از تركان اطمينان نيافت بازنگشت . مشرف الدوله مردى نكوكار و عادل و نيك سيرت بود ، دوران قدرتش بيش از پنجسال نبود و چون بمرد بيست و سه ساله بود . جلال الدوله 416 453 ابو طاهر جلال الدوله از همه اميران بويهى بيشتر حكومت كرد ، بعد از مشرف الدوله در عراق خطبه بنام او شد ؛ در اين هنگام