حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

417

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )

منطقه‌اى وسيع بود ميان واسط و بصره كه در زمان خسرو پرويز آب آنجا را گرفته بود در زمان اسلام نواحى مجاور را نيز آب گرفت و در آن كشتيرانى ميكردند در ارتفاعات اطراف آن قريه‌ها پديد آمده بود و در بعضى نقاط برنج ميكشتند . از آغاز دوران بنى بويه مردم اطراف هور طغيان كرده بودند و هنگام تعاقب سپاه با كشتى بدل آبها پناه مى - بردند ، شرف الدوله آنجا را بتدبير به قلمرو دولت بازآورد . بگفته ابن اثير مهذب الدوله مردى نيك سيرت و نيكوكار بود و مردم از هر ديار رو سوى او كردند و هور پناهگاه كسان شد و بزرگان در آنجا مقام گرفتند و خانه‌ها ساختند و شاهان اطراف با او مكاتبه كردند و بهاء الدوله دختر خويش را به دو داد و كارش بالا گرفت و قادر عباسى پيش از خلافت به دو پناه برد و در حمايت وى بود تا بخلافت رسيد . ميان شرف الدوله و عمويش فخر الدوله رقابتى سخت بود و چون بدر بن حسنويه كه ولايتدار جبل بود دل با فخر الدوله داشت شرف الدوله فرمانده سپاه خويش قراتكين را بسركوب وى فرستاد با آنكه سپاه شرف الدوله بسيار بود و در آغاز كار فيروز بود بدر سپاه او را بشكست و بر همه ولايت جبل تسلط يافت و عراق را بخطر انداخت . دوران شرف الدوله دراز نبود و بسال 379 بمرد ، دوران قدرتش ببغداد دو سال و هشت ماه بود و بهنگام مرگ بيست و هشت سال داشت . وى پيش از مرگ برادر خود ابو نصر را جانشين كرد و او از پس ترديد بسيار پذيرفت كه كار بويهيان در عراق آشفته بود . ابو نصر از پس مرگ برادر به تعزيت نشست و طايع به تسليت آمد و ابو نصر باستقبال رفت و مقابل او زمين را ببوسيد و چون پنجروز بگذشت بحضور رفت و خلعت و لقب بهاء الدوله گرفت . بهاء الدوله 389 - 403 بهاء الدوله مردى مدبر بود ابو منصور صالحان وزير شرف الدوله را با همه منصبداران دولت بجاى خود باقى گذاشت . ابو على پسر شرف الدوله را كه دل با او نداشت بحيله دستگير كرد و