حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
396
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )
امور مهم كشور ميكرد و خليفه بفرمود تا در هر ديار نام ابن رائق را بخطبه همنام خليفه كنند و خلعت و پرچم به دو داد . گوئى ابن رائق نخستين كس نبود كه امير الامرا عنوان يافت زيرا بگفته ابن مسكويه : " وقتى ميان مقتدر و مونس بد دلى بود خليفه بسال 316 هارون بن غريب را امير الامرا كرد . " با وجود امير الامرا نفوذ وزارت از ميان برخاست كه كار كشور و ديوانها با او نبود و از وزارت جز اسمى نداشت و جز در روزهاى رسمى بحضور خليفه نميرفت و آنجا نيز خاموش ميماند . ابن رائق همه امور دولت را انجام ميداد و خراج به خانه وى ميرسيد و او بدلخواه خود كارها را ميبريد و هرچه مىخواست ميداد و مخارج خليفه را ميپرداخت و بيت المال عاطل ماند . اما دولت ابن رائق نيز پايدار نماند و بسال 326 نفوذش سست شد كه فرماندهان سپاه با وى رقابت كردند ، ابو عبد الله بريدى ولايتدار خوزستان با او بجنگيد و بجكم كه سردار سپاه بود بشوريد و بسال 327 ببغداد رفت و امير الامرائى از ابن رائق به دو رسيد . بگفته صولى وقتى بجكم امير الامرا شد تباهى همه جا را گرفت ، كسان بحمام - هاى عمومى هجوم ميبردند و لباس مردم را ميربودند ، مصادره اموال رواج يافت و خطر دزدان بزرگ شد كه شبانگاه با ابزار بشكستن در و ديوار ميرفتند مردم بيهوده شكايت اين بليات را كه از مردان بجكمزاده بود به دو ميبردند همهجا آشفتگى و نزاع بود وضع عراق نگفتنى بود . " آشفتگى كار چنان شد كه راضى مقررى سپاه را نتوانست داد و ميخواست از ابو عبد الله بريدى كمك جويد اما دو دل بود تا بسال 329 از پس شش سال و ده ماه خلافت در سى و يك سالگى بمرد پيش از وفات در واسط بود و از آن محنت كه در حبس قاهر ديده بود پيوسته رنجور بود . راضى آخرين خليفه عباسى است كه مجموعه شعر او