حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
724
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )
مصنوعى خاص كنيزان و مطربان و نبطيان ، يعنى بوميان عراق ، بود در همه ولايتهاى شرقى اسلام رنگ كبود علامت عزا بود اما در اندلس بنشان عزا سفيد بتن ميكردند ، در قرن چهارم مرد نميبايد لباس رنگين پوشد مگر در خانه تنها زنان حق داشتند برون خانهها جامه الوان داشته باشند . از پارچه مومزده بارانى ميساختند ، بحترى در يكى از قصايد خود از ممدوح بارانى خواسته و آن را بدقت وصف كرده است . مقام زن در اين دوران بعضى زنان در كار دولت دخالت ميكردند چون قبيحه مادر معتز و سيده مادر مقتدر و نديمه اوثومال و ام موسى و ست الملك خواهر عزيز فاطمى و صبح مادر هشام بن حكم قبيحه زن متوكل و مادر معتز در عزل مستعين مؤثر بود كه ميخواست راه خلافت معتز را هموار كند ، وى ثروت فراوان داشت . ابن اثير گويد " 000 / 700 / 1 دينار طلا نزد وى بود اما پسر خود را بدست تركان كه 50000 دينار مقررى خويش را مى - خواستند رها كرد تا از شكنجه آنها جان داد . " سيده مادر مقتدر در همه كار دولت مداخله ميكرد و عزل على بن عيسى بدست او بود ابن اثير گويد : " ام موسى نديمه سيده به خانه وزير رفت تا درباره مخارج و لباس خدمتگران قصر گفتگو كند . وزير خفته بود ، حاجب گفت ساعتى بماند تا بيدار شود و او خشمگين بازگشت و چون وزير بيدار شد حاجب و فرزند خويش را بعذرخواهى فرستاد اما نديمه نپذيرفت و بنزد مقتدر رفت و از وزير بدگوئى كرد تا او را برداشت و ببند كرد . " دخالتهاى سيده مايه ضعف خلافت شد ، عزل على بن عيسى دولت را از مواهب اين مرد لايق محروم كرد و تعيين ثومال برياست ديوان مظالم آبروى دولت را برد . از آن پس نيز مداخلات سيده پايان نيافت و بدوره حامد بن عباس نيز بود و ثومال به رسيدگى مظالم مىنشست . وقتى ابو العباس خصيب وزير شد سيده بكوشيد تا او را