حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

702

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )

بود و از گزافه‌گوئى سخت پرهيز داشت . جهشيارى كتابهاى ديگر نيز داشت اما " تاريخ الوزراء و الكتاب " او در نوع خود اول بود و ديگران بتقليد وى برخاستند . از جمله هلال صابى ( 359 - 448 ) كتابى بنام " تحفه الامراء فى تاريخ الوزراء " نوشت و دنبالهء حوادث جهشيارى را تا 393 آورد . ابن اثير در " الكامل فى التاريخ " و ابن طقطقى در الفخرى نقل بسيار از او كرده‌اند . ابو بكر صولى كه بسال 335 بمرد از مورخان اين دوران بود . گبرزاده بود از مردم گرگان و راضى از آن پيش كه خلافت كند ، شاگرد وى بود كتاب " الاوراق " او مجموعه‌اى گرانبهاست كه ادب و تاريخ را با هم دارد . " مروج الذهب و معادن الجوهر " ابو الحسن - مسعودى كه نسب بعبد الله بن مسعود صحابى معروف ميبرد از مهمترين منابع تاريخ اسلام و تاريخ عمومى است و بنقل نكات دقيق از وضع جماعات ممتاز است . مروج الذهب نيز چون طبرى حوادث تاريخ را از اول خلقت تا ايام خويش آورده . كتاب ديگر او " التنبيه و الاشراف " در نوع خود بسيار مهم است كه از تاريخ قرمطيان و روابط ايشان با عباسيان نكته‌ها دارد . از مورخان اين دوران حسن بن زولاق بود كه بدوران اخشيديان و فاطميان ميزيست و مرگش بسال 386 بود . ابن زولاق در كتاب " فضائل مصر " تاريخ مصر را از قرون اول شرح داده و كتاب وى درباره تاريخ فاطميان بدوران نخستين منبعى بسيار موثق است كه مؤلف مصرى بود و در تاريخ دقت داشت و شاهد حوادث بود . از مورخان دوران عزيز فاطمى ابو الحسن شابشتى حاجب قابوس بود كه بسال 388 بمرد ، شابشتى به خدمت عزيز پيوست و كتابخانه خليفه فاطمى به دو سپرده بود و بصف نديمان و خاصان وى درآمد ، كتاب " الديارات " وى از ديرهايى كه مسيحيان بقرن اول در عراق و موصل و سوريه و جزيره و مصر داشتند و شعرها كه دربارهء آن گفته‌اند و حوادثى كه بديرها رخ ميداد سخن گفته و در اين باب مرجعى بىبدل است .