حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

700

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )

يافت . " محمود گفت : " خواجه بداند كه من دانسته‌ام و ميگويند كه اينمرد را در عالم نظير نيست مگر بو على لكن هر دو حكمش بر خلاف رأى من بود و پادشاهان چون كودك خرد باشند سخن بر وفق رأى ايشان بايد گفت تا از ايشان بهره‌مند باشند آن روز كه حكم بكرد اگر از آن دو حكم او يكى خطا شدى به افتادى او را . فردا بفرماى تا او را بيرون آرند و اسب و ساخت و زر و جبه ملكى و دستار منصب دهند و غلامى و كنيزكى . " رياضيات از رياضيدانهاى مشهور اين دوران ثابت بن قره حرانى بود ( 221 - 288 ) وى در آغاز كار در حران صراف بود سپس به خدمت معتضد پيوست و بصف منجمان درآمد ، بكمك وى صابيان بنزد خليفگان احترام يافتند و اعتبارشان بيفزود . در رياضيات تأليف بسيار داشت ، پسرش سنان ابن ثابت ( 331 ) نيز رياضيدان بود اما شهرت وى به صنعت طب بيشتر بود . ابو الوفا محمد نيز از رياضيدانهاى معروف بود وى بسال 328 به نشابور زاد و بيست ساله بود كه ببغداد رفت و از عم خود ابو عمرو مغازلى حساب آموخت و چند كتاب حساب و رياضيات و هندسه تاليف كرد . بصف رياضيدانها ابن هيثم را نميتوان ياد نكرد . وى ببصره بزرگ شد آنگاه در مصر اقامت گرفت و بگفته ابن ابى اصيبعه بدوران وى در رياضى چون او كس نبود . پيوسته به خواندن و نوشتن مشغول بود و در اين رشته تأليفات بسيار داشت . مردى زاهد و نيكخواه بود ، بسيارى كتابهاى ارسطو را خلاصه كرد و شرح داد و نيز كتابهاى جالينوس را تنقيح كرد . اصول صنعت طب را ميدانست اما هرگز طبابت نكرد . تاريخ در اين دوران تاريخنويسى رونق گرفت و بمرحله پختگى رسيد . از مورخان معروف قرن سوم يعقوبى است كه مرگش به سال 282 بود . وى شيعه‌اى بود متعصب و به اخبار و اموال امامان شيعه توجه خاصى داشت و از گفتارشان بسيار نقل ميكرد ، كتاب وى كه به " تاريخ يعقوبى " معروف است از معتبرترين منابع