حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
664
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )
سفر كرد و حجاز و يمن و مصر و شام را بديد و از دويست و سى استاد فائده گرفت و بسال 345 به اندلس بازگشت و قضاى قرطبه يافت . و نيز ابو القاسم دباغ كه نخست از استادان قرطبه علم آموخت و بسال 345 بمشرق سفر كرد و پانزده سال تمام در مصر و شام مقيم بود و دويست و سى و شش استاد ديده بود . از اين گونه كسان بسيار بودند كه بهمت ايشان آفاق تازه نمودار شد و فرهنگ اسلام به اوج رسيد و از نبوغشان شرارهها بر ميراث بزرگ تمدن افزود . علوم متداول آندوران قسمتى مربوط به قرآن و تفسير و قرائت و فقه و كلام و لغت و صرف و نحو عرب بود كه آن را علوم نقلى گفتند كه استدلال در آن كمتر مىشد و بناى آن بر نقل و سماع از مشايخ سلف بود و نيز آن دانشها كه از ملل ديگر گرفته بودند و فلسفه و هندسه و نجوم و موسيقى و طب و كيميا و رياضيات از آن جمله بود كه اينهمه را علوم عقلى گفتند كه بناى آن بر استدلال و عقل بود و اكنون درباره هر يك از اين علوم و تكامل آن شمهاى بگوئيم . تفسير قرآن بنزد مسلمانان هميشه منبع علوم دين بوده است و مفسران در توضيح مشكلات آن رنجها بردهاند ، از قرن اول در كار تفسير قرآن دو روش بود يكى تفسير آيات مشكل بكمك احاديث كه از پيغمبر و امامان و اصحاب روايت شده بود و اين را تفسير به مأثور گفتند . معروفترين مفسران اين طريقه ابن جرير طبرى بود و ابو عطيه اندلسى و قرطبى . روش ديگر تفسير به رأى بود كه عقل را بيش از نقل در تفسير قرآن دخالت ميداد و مفسران اين روش بيشتر معتزليان و فاطميان بودند . ببايد دانست كه ايندو روش بدوران دوم عباسى كه از آن گفتگو ميكنيم از هم مشخص شد . تفسير طبرى بصف معتبرترين تفسيرهاى قرآنست . او بجز تفسير كتابى مفصل در هيجده جلد در علم قرائت داشت كه از قرائتهاى معروف و نادر سخن داشت و