حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
660
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )
پس من اين روز را بشمار عيدهاى زمانه و ايام خوش ياد كن كه گمان ندارم بساليان دراز نظير اينانرا بيكجا توانى ديد و كار چنان بود كه پدرم گفت و هرگز چشمم بديدار انجمنى چنان روشن نشد . " كتابخانه نوح بن نصر سامانى - چنان كه ابن خلكان گويد - نظير نداشت و در آنجا از هرفن كتابهاى معروف بود و نيز كتابهاى كمياب كه جز آنجا نبود و كس نام آن نشنيده بود . دربار شمس المعالى قابوس وشمگير بطبرستان نيز ، عرصه ادب و دانش بود كه ثعالبى به وصف او گويد : " ختم شاهان و غره زمان و چشمه داد و احسان بود كه خدايش عزت ملك و نعمت علم و فضيلت حكمت و نفوذ حكم يك جا داده بود كه وصف او بعبارت نگنجد و بضبط عرف و عادت نيايد و بر سر آنم كه از گزارش و اخبار او كتابى كنم و خصايص وى را كه بدان از شاهان روزگار ممتاز بود بگويم و در اينجا شمهاى از آثار بلاغت وى كه كوچكترين فضايل اوست بيارم و فصلى از نثر مختار وى را ثبت كنم و بعضى از نظم شريف او را كه بشمار امثال است باز نمايم . " قابوس از خاندان قارن يكى از هفت خاندان بزرگ و متنفذ دوران ساسانيان بود كه مورخان ايشانرا " اهل بيوتات " ناميدهاند و نسب وى چنان كه بيرونى آورده به قباد پدر انوشيروان ميرسيد . ابن اسفنديار در " تاريخ طبرستان " گويد : " هر كه خواهد بزرگى و نيكى صفات او را بداند آنچه را كه ابو منصور ثعالبى و عتبى درباره وى گفتهاند بخواند . " يزدادى سخنان وى را در كتابى فراهم آورده عنوان آن را فوائد شمس المعالى و كلام البلاغه " كرده كه " مهارت وى را در لغت و بلاغت و هيئت نجوم از آن دريافت توان كرد و نيز قابوس رسالهاى در اسطرلاب نوشته بود كه ابو اسحاق صابى ستايش آن كرد . وى با صاحب بن عباد مكاتبه داشت و نيز ميان او و ابو نصر عتبى مورخ محمود غزنوى نامهها بود . " ديگر از مراكز فرهنگى ، دربار خوارزمشاهان خيوه بود ، خاصه مأمون دوم خوارزمشاه