حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

655

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )

آنجا لنگر ميگشود . بصره به اعتبار فزون بود كه دروازه پايتخت بود و يكى از راههاى بزرگ شرق و غرب از آنجا ميگذشت و بغداد كه مركز امپراتورى و محل بزرگ تجارتى و مصرف‌كننده معتبر كالاى شرق و غرب بود ، مركز اصلى اين جريان جهانى تجارت بود . دمشق نيز مركز تجارت داخلى بود و كاروانهاى حج هنگام رفت و آمد مكه در آنجا فراهم ميشد و بازار بزرگ داد و ستد بود . مسلمانان در شهرها بزرگ تجارتى در مراسم معين بازارى به پا ميكردند ، بازار اصفهان شهرت جهانى داشت . ناصر خسرو گويد : " در بازار صرافان اصفهان دو صد صراف بود " بازرگان بصرى به ثبات شهره بود . ابن فقيه گويد : " كوشاتر از همه مردم بكسب و بازرگانى بصريست يا حميرى و هر كه بفرغانه رود يا از اقصاى بلاد بگذرد ناچار در آنجا بصرى بيند يا حميرى . " بازار مركز داد و ستد بود . هر گروه از بازرگانان بازارى خاص داشتند ، روز همه در بازار ميگذشت و تنها شب به خانه ميشدند . در شهرها روز معينى بازار به پا ميكردند و اين بجز بازار دائم بود . در مصر و شام و فلسطين به دو سوى خيابان دكانها براى كسب و تجارت بود ، براى تجار بيكانه سراها به صورت بازارهاى بزرگ ساخته بودند كه كالا را در طبقه پائين مينهادند و خود در طبقه بالا جا ميگرفتند و غرفه‌هاى كالا را قفل رومى ميزدند . سراها و بازارهاى بزرگ نيز بود كه در آنجا يك نوع كالا بيشتر نبود چون دار البطيخ بصره كه در آنجا تنها ميوه داد و ستد ميشد ، در ديار مشرق نيز بيشتر دكانها را به دو سو ميساختند البته سراها نيز در داخل بازارها بود . پول رايج ، دينار طلا يا درهم نقره بود . در ولايت‌هاى غربى اسلام بخصوص ولايتهاى سابقا تابع روم شرقى دينار بيشتر رواج داشت ، در عراق و ايران رواج درهم بيشتر بود . بقرن چهارم در عراق نيز دينار برابر چهارده درم بود اما قيمت آن به اختلات ايام و مكان تغيير مييافت ، گاه ميشد دينار بده درم مىرسيد و گاه از پانزده درم