حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

653

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )

غلام و ديبا و پوست خز و سمور و پوستين و شمشير همراه داشتند ، عربان پرونس را فرنگه ميگفتند و اينان عنوان فرنگى نيز داشتند ، كشتيها در مصر بنزديك فرما كه در آنروزگار بندر معتبر تجارتى بود لنگر ميگشود و كالاى آن را بر چهارپايان تا قلزم كه جاى سوئز ايام ما بود ، يا باسكندريه كه چهار راه تجارت جهانى بود ميبردند و از راه نيل بفسطاط يا قاهره ميرسانيدند و يا از قلزم بكشتيها نهاده پس از عبور از بحر احمر از سواحل اقيانوس هند تا هند و چين ميبردند . بازرگانان يهود در بازگشت كالاى مشرق چون مشك و عود و كافور و دارچين همراه داشتند و چون به قلزم ميرسيدند راه فرما ميگرفتند و از آنجا به پرونس بازميگشتند و گاهى نيز راه قسطنطنيه ميگرفتند . راه ديگر كه از اروپا بمشرق ميرسيد از انطاكيه بود كه يهودان رومى از راه دريا به آنجا ميشدند و كالاى خويش را بر چهارپايان تا ساحل فرات ميبردند و از راه فرات تا بغداد ميرفتند و از راه دجله به ابله و درياى عمان ميشدند و تا هند و تا چين ميرفتند . راه ديگرى كه از شمال روسيه ميآمد از درياى قزوين بمرو و بلخ و بخارا و سمرقند و ماوراء النهر ميگذشت و تا هند و تا چين ميرسيد ، بازرگانان اين راه پوست خز و روباه و شمشير و موم و عسل داشتند و از مسلمانان رفتار نكو ميديدند و مانند اهل ذمه جزيه‌اى ميدادند و در پناه دولت اسلام بودند . اهميت اين راه وقتى فزونى گرفت كه در اوائل قرن چهارم مردم ناحيه ولگا مسلمان شدند و نيز سامانيان در خراسان و ماوراء النهر امنيت آوردند كه كاروانها در اين ناحيه بىدردسر و بيم برفت و آمد بود . وقتى پسر نصر بن احمد دختر شاه چين را بزنى گرفت تجارت قلمرو سامانيان با چين رواج بيشتر يافت و رونق اين راه تجارتى نيز فزون شد . فراموش نبايد كرد كه فيروزيهاى محمود غزنوى ( 378 - 423 ) در هندوستان نيز برواج تجارت ميان اين كشور وسيع و ديگر ولايتهاى امپراطورى اثر داشت . بيشتر سكه - هاى اسلامى كه در شمال اروپا كشف شده و مربوط بقرن چهارم اسلاميست از سامانيان