حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

651

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )

بروزگار فاطميان قاهره مركز صناعت بود : بافت پارچه‌هاى گلدار پيشرفت بسيار كرد و نيز ابريشم‌بافى بنهايت ظرافت رسيد . مهارت و دقت مصريان را در پارچه‌بافى از وصف پوششى كه بفرمان معز براى كعبه بافته بودند توان دريافت ، معز " پوششخانه " اى پديد آورد كه در آنجا براى دولتيان جامه ميبافتند ، اخلاف معز بصنعت بافندگى توجه بسيار داشتند و در پوششخانه پارچه بسيار براى ايشان و هم براى درباريان مهيا ميشد . در آنروزگار پارچه‌هاى ممتاز فراوان بود از جمله پارچه كم نظيرى بود منسوب بيكى از محلات بغداد بنام عتايى و پارچه ابريشمى ظريف ديگر كه منسوب به خسروان ايران به " خسروانى " معروف بود . قلمونى پارچه‌اى الوان و براق بود كه در نور آفتاب ميدرخشيد و بافت آن را مصريان از يونان آموخته بودند و در دمياط و تنيس ميبافتند ، يك قسم پارچه ابريشمين در ششتر معروفترين شهر خوزستان بافته ميشد كه ششترى نام داشت . قرقى نوعى پارچه زيبا بود كه از يونان بمصر آمده بود و رنگهاى براق آن در نور خورشيد پيوسته تغيير مييافت . نصفى پارچه‌اى بود كه از مخلوط ابريشم و پنبه ميبافتند . مقريزى گويد : " بسال 353 معز بفرمود تا نقشه‌اى از ابريشم كبود ششترى و قرقوتى زربفت آماده كردند و همه اقطار جهان را با همه كوه و دريا و رود و راه و شهر به طلا بر آن نمودند و مكه و مدينه را نمودارتر نقش كردند كه همه كس در نظر اول آن را ميديد ، " و هم او گويد : " با آن گنجها كه مستنصر بجا گذاشت پنجاه هزار جامه حرير خسروانى بود كه بيشتر زربفت بود و تشكى از قلمونى كه 2400 دينار به فروش رفت . " مرو بولايت طبرستان به ابريشمبافى شهره بود در ارمنستان از ابريشم‌بندها براى جامه زير ميبافتند كه از يك تا ده دينار قيمت داشت ايران و ارمنستان و ماوراء النهر بپارچه و فرش‌بافى شهرت داشت و فرش‌بافت اصفهان از روزگار قديم به خوبى شهره بود . در قرن چهارم هجرى صنعت فرش در ارمنستان رواج يافت و از آنجا به