حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

616

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )

ابو على محمد بن الياس بود ، رى و اصفهان و جبل بدست ركن الدوله بويهى بود و وشمگير برادر مرداويج كه بر آن كشاكش داشتند ، موصل و ديار بكر و مضر و ربيعه به دست بنى حمدان بود ، مصر و شام بدست محمد بن طغج بود . مغرب و افريقيه بدست ابو القاسم القايم بامر الله پسر مهدى علوى بود كه دومين خليفه فاطميان بود و لقب امير مؤمنان داشت . اندلس بدست عبد الرحمن ناصر اموى بود . خراسان و ماوراء النهر بدست احمد سامانى بود . طبرستان و گرگان بدست ديلمان بود ، بحرين و يمامه بدست ابو طاهر قرمطى بود . ابن اثير درباره صفات ولايتدار گويد : " براى اين كار مردى بايد كه به اين صفتها آراسته باشد . دورانديشى كه در كارهاى سخت حقايق را كشف كند و دانش كه از تهور و غرور بازماند و فرصت را از دست ندهد و شجاعت كه از مشكلات مكرر نهراسد و بخشش كه بهنگام لزوم از بذل مال دريغ نكند و حقشناسى كه ياران وفادار را نگهدارد و خشونت كه دشمن و بدكار را تنبيه كند و آمادگى كه هيچكس از حوادث بد در امان نيست . " بدوران اسلام كه مصر بقلمرو عرب درآمد سازمان ادارى آن تغيير بسيار نيافت تا ايام فاطميان كه همه رسوم قديم را برداشتند ، جوهر صقلى بيشتر منصبهاى مصر را بمردم تونس داد كه شيعه بودند و مصريان سنى را بر كنار كرد و هرجا بناچار بايد مصرىاى به كار باشد ، يك همدست تونسى با او گماشت . در اين دوران همه منصبهاى مهم چون وزارت و خراجگيرى و قضا و محتسبى با شيعيان بود . سازمان ادارى ولايتهاى فاطميان در مصر و امويان در اندلس با عباسيان تفاوت چندان نداشت . ديوانها دولت عباسى در آغاز چنان اداره ميشد كه هر ولايتى در بغداد ديوانى خاص داشت كه امور آن را راه ميبرد تا ايام معتضد كه ديوانها را بهم پيوست و عنوان " ديوان‌خانه " يا " ديوانخانه