حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

592

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )

هر كه رفتن توانست برفت بيشتر كسان پس از مهلت بماندند و روسان سلاح در ايشان نهادند و بسيار مردم بكشتند و پس از كشتارى مهيب چند ده هزار كس را اسير كردند و باقى كسان را به مسجد شهر فراهم آوردند گفتند يا جان خود را بخريد يا شما را ميكشيم مردى مسيحى ميانه را بگرفت و بنا شد يكى بيست درم بدهند اما جز خردمندان نپذيرفتند و چون روسان بديدند كه چيزى بدست نميايد همه را بكشتند و هرچه بود ببردند و اسيران را بند كردند و از زنان هر كه را خوش داشتند نگه داشتند . " از آن پس روسان سوى مراغه رفتند و كشتار و چپاول كردند . مسلمانان بوحشت افتادند و نداى جهاد دادند ، مرزبان بن محمد سپاهى فراهم آورد و روسان را عقب راند بدينسان از ديرباز رابطه مسلمانان با روسان چون روميان و فرنگان بر دشمنى بود .